+ A - تاریخ ۱۱ مهر ۱۳۹۴ - ۰۳:۴۵ کد مطلب: 132776
نسخه مناسب چاپچاپ ارسال به دوست
حسین دهشیار
روس‌ها بر فراز سوریه
روس‌ها بر فراز سوریه

در قلمرو نظام بین‌الملل بازیگران با دو واقعیت اجتناب‌ناپذیر که نقش قلیلی در شکل دادن به آنها دارند به‌طور مداوم روبه‌رو می‌شوند. در بطن تعاملات بین بازیگری، کشورها مواجه با محدودیت‌ها و فرصت‌ها هستند. تمایز بین سیستم‌های سیاسی در گستره گیتی دراین است که چگونه سیاست‌های خود را با توجه به محدودیت‌ها وفرصت‌های پیش‌آمده نافذ و کارآمد سازند. بازیگرانی هستند که فرصت‌ها را تبدیل به «سرمایه» و محدودیت‌ها را خنثی می‌سازند و کشورهایی نیز هستند که از فرصت‌ها بهره نمی‌برند و به محدودیت‌ها تن می‌دهند. بحران سوریه فرصت مناسبی برای بعضی از بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای ایجاد کرد تا به ایجاد نفوذ، تثبیت یا بسط آن بپردازند و در عین حال برای کشورهایی هم محدودیت‌های محرزی در رابطه با منافع و ظرفیت‌های تصمیم‌گیری به وجود آمد.

خروج کرملین به‌ عنوان یک بازیگر تاثیر‌گذار از منطقه خاورمیانه در دهه ۷۰ بحران سوریه بعد از دهه‌ها این فرصت را برای رهبران روسیه به وجود آورد تا در کسوت یک بازیگر نافذ دوباره وارد معادلات خاورمیانه شوند. استراتژی امنیت ملی روسیه براساس محوریت آسیای مرکزی و قفقاز و حوزه پیرامونی قرار دارد. این بدان معناست که در این مناطق روسیه سیاست کنشگرایانه و به‌شدت تهاجمی را در حیطه‌ها و قلمروهای مختلف دنبال می‌کند. در خارج از این حوزه روس‌ها سیاست فرصت‌طلبی را پی می‌گیرند. به عبارت دیگر به سیاست دیگر بازیگران واکنش نشان می‌دهند. سردرگمی استراتژیک آمریکا در رابطه با بحران سوریه شرایطی را رقم زد که ورود قاطعانه و تاثیرگذار روسیه را بعد از دهه‌ها به منطقه خاورمیانه امکان‌پذیر کرد. آمریکاییان در طول چهار سالی که از بحران سوریه می‌گذرد نشان دادند که به دلایل عدیده از طراحی یک برنامه منسجم و منطقی در رابطه با حوادث یک کشور ناتوان هستند. روس‌ها با وقوف به این نکته در ارزیابی‌های خود به این نتیجه رسیدند که بحران سوریه این فرصت را برای آنها ایجاد کرده تا به کسب سرمایه بپردازند. سوریه یا حکومت بشار اسد در اولویت‌های استراتژیک روسیه جایگاهی ندارند؛ اما این امکان را برای کرملین به وجود آورده‌اند تا با ورود به این بحران و اقدامات فراتر از انتظار (توسل به تهاجم نظامی) سرمایه به دست آمده را تبدیل به ژتون‌های چانه‌زنی در رابطه با آمریکا کند. دقیقا دو روز بعد از گفت‌وگوی ۹۰‌دقیقه‌ای بین باراک اوباما و ولادیمیر پوتین درباره راه‌های مبارزه با افراط‌گرایی و حل و فصل بحران سوریه جنگنده‌های روسی به مواضع جنگجویان مخالف بشاراسد حمله کردند و بحران را به سطح بالاتری ارتقا دادند. آنچه این اقدام نظامی را برجسته‌تر می‌سازد این نکته است که روس‌ها به منطقه‌ای حمله کردند که نیروهای گروه داعش (دغدغه اصلی آمریکا) آنجا حضور ندارند، بلکه دیگر گروه‌های مخالف حکومت مرکزی سوریه که در میان آنها نیروهای تعلیم‌یافته و مسلح شده به‌وسیله آمریکا نیز وجود داشتند، مشغول فعالیت بودند. اقدام ولادیمیر پوتین برای کاخ سفید غیرقابل انتظار و فرای محاسبات تصمیم‌گیرندگان ارشد سیاست خارجی آمریکا بود. در طول سال‌های اخیر سیاست‌های آمریکا به‌گونه‌ای بوده که در بطن آن تحقیر روس‌ها و تحریک حساسیت‌ها و کاستی‌های تاریخی آنها بسیار برجسته و شاخص به نظر می‌آید. در صحنه داخلی آمریکا نیز گروه‌ها، تشکیلات، نهادها و افراد درگیر در حوزه سیاست خارجی تصویری به‌شدت منفی از شخصیت رهبران روسیه و عملکرد داخلی آنان ترسیم می‌کنند. مقایسه ولادیمیر پوتین با آدولف  هیتلر که سیاست‌های او منجر به مرگ بیش از بیست میلیون روسی شد یکی از ویژگی‌های بیش از حد شایع این قرائت آمریکایی است. نقش آمریکا و اتحادیه اروپا در سقوط حکومت طرفدار مسکو در کی‌یف که بدون توجه به واقعیات تاریخی، ژئوپولتیک و فرهنگی این منطقه بحرانی شکل گرفت بدبینی و هراس روسیه از غرب و بالاخص آمریکا را تشدید کرد. بحران سوریه این فرصت را برای ولادیمیر پوتین فراهم آورده است تا در منطقه‌ای که از نظر آمریکا استراتژیک است در مقام «تعیین‌کننده دولت» به ایفای نقش بپردازد. به‌کارگیری قدرت نظامی در سوریه نشانگر این نکته است که روس‌ها در قلمرو حیاتی برای آمریکا خواهان کسب بالاترین امتیازات هستند تا بعدا از آنها به‌عنوان ژتون چانه‌زنی برای تحت فشار قرار دادن آمریکا در مناطق و حیطه‌هایی که برای کرملین حیاتی است، استفاده ببرند.

 

نظر ها
افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
  • آخرین خبرها
  • پربیننده‌ها
0.3034