+ A - تاریخ ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۵ - ۱۰:۳۰ کد مطلب: 149800
نسخه مناسب چاپچاپ ارسال به دوست
حسین دهشیار
ترامپ برآیند التهاب درون‌حزبی
ترامپ برآیند التهاب درون‌حزبی

انتخاباتی در آمریکا در حال رقم‌خوردن است که از تمامی ابعاد در تاریخ مدرن حزبی این کشور بدون بدیل است. دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه در حالی به سوی اولین سه‌شنبه پس از اولین دوشنبه در ماه نوامبر برای تصاحب کاخ‌سفید گام برمی‌دارند که با التهابات شدید درون حزبی روبه‌رو شده‌اند. برنی سندرز، سوسیالیست که در کسوت سناتور ایالت ورمانت، بیشترین هیجان و شور را در میان فعالان جوان، تحصیلکرده و بالاخص زنان لیبرال به وجود آورده، کاستی‌ها و آسـیب‌پذیری‌های اخلاقی، مالی و سیاسی هیلاری کلینتون، پرچمدار این حزب در انتخابات ریاست‌جمهوری را به وضوح هویدا ساخته و به صحنه آورده است. اما با وجود تمامی نقیصه‌هایی که هیلاری کلینتون به‌عنوان کاندیدا...
... در خود جمع کرده، مانع از این نشده که اولیگارشی حزبی و ساختار قدرت حاکم بر حزبی که سمبل مبارزه با بانک‌های بزرگ و وال‌استریت در گذشته بود، پیرمرد ورمانتی پیشرو را نامناسب بیابد و مسیر شکست او را هموار سازد. با این حال دامنه‌دارترین و عمیق‌ترین گسل‌ها را در حزب جمهوری‌خواه برابرمان داریم. دونالد جان ترامپ که قلیل‌ترین سنخیت را با اصول و ارزش‌های محافظه‌‌کاری متجلی می‌سازد و بیشترین بی‌تناسبی را با ساختار قدرت حزبی به صحنه می‌آورد، رهبر حزبی شده است که حتی یک نفر از صاحب‌نظران محافظه‌کار از زمانی که او در تابستان سال ۲۰۱۵ به صحنه مبارزات انتخاباتی درون حزبی آمد، این جایگاه را برای او محتمل نمی‌دانست؛ چراکه او تمامی رویه‌ها و قواعد حزبی را زیر پا گذاشته، هنجارهای انتخاباتی را نادیده انگاشته و شاید مهم‌تر از همه اینکه معادلات تنظیم‌کننده تعاملات بین نخبگی در دو سوی طیف سیاسی را به‌طور همه‌جانبه‌ای به چالش کشیده است.
برنی سندرز، پیشرو و دونالد جان ترامپ ملی‌گرا، تجلی‌گر روح زمانه در گستره جامعه آمریکا هستند. بسیاری از شهروندان این اعتقاد را دارند که کشور روی «ریل غلط» حرکت می‌‌کند و دو سوی خیابان پنسیلوانیا (کاخ‌سفید و کنگره) ناتوان از برآوردن نیازهاست. ناکارآمدی سیستم سیاسی هنگامی بیشتر متجلی می‌شود که شاهد باشیم در زمانه ریاست ۸ ساله باراک اوباما، اولین رئیس‌جمهوری سیاه‌پوست، کثیرترین آشوب‌های نژادی را در دهه‌های اخیر و کمترین میزان تعامل را بین قوای مقننه و مجریه داشته‌ایم.
در قلمرو اقتصادی از سال ۲۰۰۷ که بحران اقتصادی جامعه را درنوردید، سطح زندگی طبقه متوسط که نبض جامعه سرمایه‌داری است به قهقرا متمایل شده است. در ۸ سال گذشته این برای اولین‌بار است که در ۳۱ سیکل اقتصادی این کشور، رشد اقتصادی به ۳ درصد نرسیده و به همین‌روی جای تعجب ندارد که بیشترین تعداد شهروند در تاریخ معاصر یعنی بالای ۴۰ میلیون نفر آمریکایی، یارانه غذایی از دولت فدرال دریافت می‌کنند. در چنین شرایطی است که با وجود ثروت و ناکارآمدی سیستم سیاسی می‌بایست به مبارزات انتخابات کنونی توجه ویژه‌ای کرد.
این مساله که هیلاری کلینتون از دهه ۱۹۷۰ در بدنه سیاسی آمریکا حضور داشته، هنوز نتوانسته است سناتور اهل ورمانت (ایالتی با تنها کمتر از هفتصد هزار نفر) را از صحنه رقابت درون‌حزبی حذف کند و نشان‌دهنده این است که رای‌دهندگان دموکرات که به خاطر مخالفت با قدرت بانک‌های بزرگ و بنگاه‌های وال‌استریت به سمت چپ‌ گرایش پیدا کرده‌اند، هیلاری کلینتون را که به همراه همسرش از سال ۲۰۰۰، زمان خروج از کاخ سفید تا سال ۲۰۱۵ بالای صد میلیون دلار از طریق نزدیکی به مجموعه‌های وال‌استریت و قدرتمندان سیاسی درآمد داشته‌اند، کاندیدای مناسبی برای اصلاحات وسیع اقتصادی در جامعه نمی‌یابند. دونالد ترامپ اما در بطن فرهنگ لیبرال نیویورک رشد کرده است و زمانی‌ که از پله‌های برج ترامپ پایین آمد تا کاندیداتوری خود را به‌عنوان سمبل حزب موطن محافظه‌کاران اعلان کند، حقیقتا گسل‌های جامعه را به خوبی شناخته و درک کرده‌بود.
به همین دلیل او صحبت از این می‌کند که ثروتمندان سهم متناسب با جایگاه خود را پرداخت نمی‌کنند، حداقل دستمزد که معیار قانونی برای پرداخت به کارگران بدون تخصص است برای زندگی به‌شدت ناکافی است و مهم‌تر از همه اینکه آمریکا به هیچ روی پروژه‌های دولت‌سازی و اشاعه دموکراسی را نباید سرلوحه سیاست خارجی خود قرار دهد.
بدنه حزب جمهوری‌خواه که به‌شدت محافظه‌کار و دارای گرایش‌های مذهبی است، نظرات میلیاردر یانکی را که کمترین تجربه سیاسی، نادرترین حضور در مراسم مذهبی و فزون‌ترین بی‌تناسبی شخصی و فردی را با ارزش‌های محافظه‌کارانه به صحنه آورده به‌شدت شایسته دنباله‌روی یافته است. محافظه‌کاران رهبران سیاسی خود را در قوه مقننه به‌شدت مصالحه‌گر، رهبران حزبی را به‌شدت ناآشنا به نیازهای رای‌دهندگان و روشنفکران محافظه‌کار را فراوان در تعارض با دغدغه‌های زندگی روزمره خود یافته‌اند، محافظه‌کاران و لیبرال‌ها با لنزهای ارزشی متفاوت به نتایج یکسان رسیده‌اند و آن هم کیفیت نامطلوب حیات در کشور است.
محافظه‌کاران که وضع موجود را غیرقابل تحمل می‌دانند، دونالد ترامپ را هر چند که همسویی ایدئولوژیک با آنها ندارد را شایسته‌تر و مسئول‌تر در بیان نیازها و دغدغه‌های خود یافته‌اند و این همان چیزی است که هراس شدید را در میان نخبگان و قدرتمندان حزب جمهوری‌خواه و ایدئولوگ‌های پاسدار ارزش‌های محافظه‌کار به وجود آورده است.

نظر ها
افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
  • آخرین خبرها
  • پربیننده‌ها
0.291