+ A - تاریخ ۲۲ خرداد ۱۳۹۵ - ۰۶:۰۷ کد مطلب: 151483
نسخه مناسب چاپچاپ ارسال به دوست
 
نویسنده‌ای که امید می‌کارد
نویسنده‌ای که امید می‌کارد

احمد آرام

محمد محمدعلی به زعم من نویسنده‌ای است که به سراغ مسائلی می‌رود که شاید برای ما تکراری باشد، مثل حکایت‌های شاهنامه که شاید اغلب ما درباره حکایت‌های آن پیشتر خوانده و شنیده‌ایم و می‌دانیم درونمایه این حکایت‌ها چیست. ولی آنچه درباره این نویسنده حائز اهمیت است این است که قلم او بکر است و نسبت به نویسندگان هم نسل خودش به واسطه مولفه‌هایی که در آثارش دیده می‌شود، نو باقی خواهد ماند و زود از دور نویسندگی خارج نخواهد شد.
او مفاهیمی را دستمایه کار خود در حیطه ادبیات داستانی قرار می‌دهد که همان‌طور که اشاره کردم در ظاهر پیشتر مطرح شده، ولی وقتی وارد ساحت داستان می‌شود و در بین روایت‌های مختلف قرار می‌گیرد، مانند گیاهی است که خیلی راحت رشد می‌کند و سبز می‌شود و شکوفه می‌دهد. آن هم شکوفه‌هایی که برای مخاطبان آثارش تازگی دارد و انگار اولین بار است که چنین دستاوردهایی را مشاهده می‌کنند. محمدعلی را می‌توان در زمره نویسندگانی قلمداد کرد که به واسطه چیره‌دستی و مهارتی که در وادی داستان‌نویسی دارند می‌توانند مخاطب را وارد فضای داستان‌هایشان کنند. شخصیت‌هایی که در اغلب داستان‌های او به چشم می‌خورد تماما شخصیت‌هایی ملموس هستند و از دل جامعه امروز و دیروز ما برخاسته‌اند. روی این اصل مخاطب می‌تواند به راحتی با شخصیت‌ها و رویدادهای آثار او ارتباط برقرار کنند. من هم یکی از مخاطبان آثار او بوده‌ام که در سال‌های گذشته تا امروز برخی از آثارش را خوانده‌ام. ولی آنچه باعث شد به آثارش توجه بیشتری کنم و کتاب‌هایش را بخوانم، کتاب «بازنشستگی»بود.
 محمدعلی در «بازنشستگی» به روایت روابط پیچیده آدم‌ها و اصولا نسلی می‌پرداخت که باد داشت آنها را می‌برد و کسی به آنها توجهی نمی‌کرد، ولی او با نگارش این کتاب توانست این نسل را دور هم جمع کند و رازهایشان را برملا سازد. وقتی کتاب «بازنشستگی» چاپ شد هنوز این تفکر در بین برخی از سالمندان وجود داشت که چون به سن بازنشستگی رسیده‌اند در پایان کار قرار دارند ولی انتشار این کتاب باعث شد شبهه‌هایی که نسبت به بازنشستگی در جامعه وجود داشت از بین برود. به هر حال محمدعلی با نگارش این کتاب نشان داد که در پس هر ناامیدی، جرقه‌هایی هم وجود دارد. به همین خاطر می‌توانم بگویم کتاب «بازنشستگی» روی من به‌عنوان یک مخاطب تاثیر زیادی گذاشت. من و او یک بار هم همدیگر را ملاقات کردیم. زمانی که کتاب «حلزون‌های پسر» به قلم من تازه منتشر شده بود همدیگر را در انتشارات کتابسرای تندیس دیدیم و با او حرف زدم. مهم‌ترین مولفه‌ای که درباره محمدعلی در آن برخورد اول دیدم تواضع و فروتنی‌اش بود. این ویژگی در او در شرایطی وجود داشت که برخی از نویسندگان امروز با انتشار یکی دو کتاب به خود غره می‌شوند و غرور به آنها غلبه می‌کند. نکته دیگر درباره او فعالیت گسترده‌اش در نشریه کارنامه بود. در زمانی که نشریات جدی به سختی می‌توانستند دیده شوند «کارنامه» یکی از نشریاتی بود که برای ما مثل یک دانشکده به شمار می‌رفت. من یکی از طرفداران پر و پا قرص این نشریه و مطالبش بودم و همه شماره‌های آن را در آرشیو خود نگاه داشته‌ام.

 

نظر ها
افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
  • آخرین خبرها
  • پربیننده‌ها
0.2227