+ A - تاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۹۵ - ۰۲:۴۰ کد مطلب: 151636
نسخه مناسب چاپچاپ ارسال به دوست
به ملاقات سینمای پاستوریزه دهه ۶۰
خسرو معصومی پس از ۳۰ ‌سال از «ملاقات» اولین فیلمش می‌گوید
خسرو معصومی پس از ۳۰ ‌سال از «ملاقات» اولین فیلمش می‌گوید

فرهیختگان آنلاین: «ملاقات»، فیلمی حادثه‌ای، سیاسی و خانوادگی است؛ فیلمی که امروز، سی‌سال از تولید و اکرانش می‌گذرد.

از آن دسته فیلم‌های آشنای دهه شصت، با مواضعی آرامان‌گرایانه. قصه فیلم را بخوانید، متوجه می‌شوید از کدام جنس از فیلم‌هاست: «دانشجویی که عضو سازمانی سیاسی و مذهبی است، ضد حکومت پهلوی فعالیت می‌کند. پدر پزشکش متوجه این فعالیت‌های پنهانی می‌شود و پسر را از خانه بیرون می‌کند. پس از مدتی پدر را مطلع می‌کنند که پسرش را در تصفیه‌ای درون‌سازمانی سربه‌نیست کرده‌اند اما دوست جوانش که از زندان آزاد شده به پدر می‌گوید قتل پسرش، محصول توطئه گارد دانشگاه بوده است. دکتر در جلسه‌ای پزشکی، علیه رژیم افشاگری می‌کند؛ او را ابتدا دستگیر و سپس به جزیره‌ای دورافتاده تبعید می‌‌کنند. او نهایتا در آنجا با همکاری گروهی مخفی، می‌گریزد». بازیگران این فیلم هم جزء شاخص‌ترین و پرکارترین بازیگران آن سال‌ها هستند: جمشید مشایخی، اکبر زنجانپور و پروانه معصومی. حالا پس از گذشت سی‌سال از اکران فیلم «ملاقات»، کارگردان فیلم اولی آن، خسرو معصومی، در گفت‌وگویی کوتاه با «فرهیختگان» از مصائب تولید می‌گوید؛ کارگردانی که پس از آن اولین فیلم کارنامه‌اش، حالا و پس از گذشت سی‌سال، یکی از سینماگران مولف و صاحب‌سبک ما محسوب می‌شود.

30‏‌سال از تولید اولین اثر سینمایی شما «ملاقات» می‏گذرد؛ فیلمی خاطره‏انگیز با بازی بازیگران مطرح آن سال‏ها. پس از این فیلم و در واقع از دومین فیلم‏تان، شما همیشه مورد توجه جشنواره‏های بین‏المللی بودید. حالا چه حسی نسبت به اولین فیلم‏تان دارید؟
البته از این فیلم بیشتر خاطرات بدی به یاد دارم تا این‏که احساسی خوب نسبت به آن داشته باشم. این اولین تجربه من بود و در همان گام نخست، بسیار از جانب تهیه‏کننده لطمه خوردم. بالاخره جوان و ناآگاه و کم‏تجربه بودم و از روابط چیزی سر درنمی‏آوردم. جوان ساده شهرستانی بودم بالاخره! اما همان فیلم دوم (دوران سربی)، بسیار موفق بود در بخش بین‏الملل. خود فیلم هم شد فیلم مورد علاقه منتقدان.

چه لطمه‏ای خوردید؟ چرا شکل نهایی این فیلم، مورد تایید شما نیست؟
شیر بی‏یال و دم، توصیف مناسبی است که می‏توانم از این فیلم داشته باشم! اصلا این فیلم چیز دیگری بود و قرار نبود این شکلی باشد، تقریبا همه چیزش عوض شد به تحمیل تهیه‏کننده. حتی نام فیلم قرار بود «خاطرات یک مرد خسته» باشد اما بسیاری از آن حذف شد و تبدیل شد به «ملاقات».

عمده‏ترین تغییر چه بود؟
مثلا مهم‌ترین تغییر این بود که قرار بود فیلم در جزیره هرمز جلوی دوربین برود اما سر از میان‏کاله آشوراده درآورد! چراکه به زعم تهیه‏کننده هزینه‏های تولید فیلم در جزیره هرمز بالا بود. این‌طوری همه چیز به هم ریخت.

جمشید مشایخی، پروانه معصومی و اکبر زنجانپور در سال 65 در حالی جلوی دوربین فیلم شما به‌عنوان کارگردانی بی‏تجربه و جوان آمدند که بازیگران بسیار معتبر و مطرحی بودند. امروز هم  ورق برگشته و دوباره بازیگران معتبر در آثار فیلم‏اولی‏ها بازی می‏کنند. آن‏ها را چه‏طور راضی کردید به این‏که در فیلم شما بازی کنند؟
البته پسر بدی نبودم! اما خب آن‏ها لطف داشتند به من. این را هم بگویم که آن‏ها با خواندن نسخه اولیه فیلمنامه که بعدها دچار تغییر شد چنان‏که عرض کردم، پذیرفتند بازی کنند اما چون قرارداد داشتند بعد از تغییر هم‌ پای ماجرا ایستادند و عقب نکشیدند.

از مراحل تولید «ملاقات» چه چیزی در ذهن شما برجسته مانده؟
همه کمکم کردند این فیلم ساخته شود. امیر نادری، آقای پاکزاد را معرفی کرد که کار فیلمبرداری را انجام بدهد و مهم‌تر از آن جمشید مشایخی بسیار کمک و حمایتم کرد تا جوی علیه من ایجاد نشود.

چه جوی؟ مگر قرار بود جوی علیه شما و فیلم به راه بیفتد؟
بالاخره این را در نظر بگیرید که «ملاقات» اولین فیلم من بود و من بسیار ترس داشتم که اگر نتوانم این پروژه را به سرانجام برسانم به‌عنوان کسی معرفی شوم که ضعف دارد و نتوانسته کارش را به اتمام برساند.

سینمای ایران و ملاحظات معمول کارگردانی در این سینما، چه تغییر مشخصی کرده با آن سال‏ها که شما اولین فیلم‏تان را ساختید؟
در یک کلام می‏‏شود گفت بسیار پخته‏تر شده است. در نظر بگیرید البته بسیاری از تولیدات برجسته ما به همان دهه مربوط است. مثلا «خانه دوست کجاست» برای همان دهه است، اما کیارستمی بعدها چه‏قدر پخته‏تر است از آن سال‏ها؟ بسیار.
علاوه‌بر این، سینمای دهه شصت، حقیقتا سینمایی پاستوریزه بود و در اغلب موارد بی‏خاصیت. چون فیلمنامه‏ها به‌شدت کنترل می‏شد و موارد فراوانی بر آن‏ها تحمیل می‏شد. حالا اما خوشبختانه تحمیلی بر فیلمنامه‏ها مترتب نیست و آن‏ها را بررسی‏های آن‏چنان نمی‏کنند. در این شرایط است که فیلمی مانند «عصبانی نیستم» رضا درمیشیان می‏تواند ساخته شود. اما در آن دهه چنین رویکردهایی ممکن نبود.

نویسنده : نگار حسینخانی
نظر ها
افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
  • آخرین خبرها
  • پربیننده‌ها
0.3383