+ A - تاریخ ۲۲ آذر ۱۳۹۰ - ۲۰:۳۱ کد مطلب: 33943
نسخه مناسب چاپچاپ ارسال به دوست
 
چهار شعر از ادوارد حق‌وردیان به ترجمه‌ واهه آرمن 
چهار شعر از ادوارد حق‌وردیان به ترجمه‌ واهه آرمن 

ترجمه‌ واهه آرمن:

1
سرمای سخت و سوزانی‌ست.
ریش و سبیلم
مثل ریش و سبیل ژیواگو
 یخ بسته است.
سرخ‌ها
 مرا متهم به نشناختن سرخ‌ها می‌کنند
و سفیدها
 متهم به نشناختن سفید‌ها.
من اصلا هیچ رنگی را نمی‌شناسم،
من آدم‌ها را می‌بینم
که مثل برگ‌های پاییزی
به زمین می‌ریزند...
اما لارا
آن سوی اقیانوس‌هاست.
شلیک نکنید...

2
زمستان را دوست ندارم
وقتی بهار است.
زمستان را دوست ندارم
وقتی تابستان است.
زمستان را دوست ندارم
وقتی پاییز است.
زمستان را دوست ندارم
وقتی زمستان است.
در باغ خشکیده قدم می‌زنم
و صدای قبرها را می‌شنوم.

3
صدای کرنا
گوش‌مان را برد.
کسی از میان مُردگان
برنخاست،
اما زندگان
ساکت و سر به زیر،
بدون کرنا،
زیر لحاف‌های خاکی
به خوابیدن ادامه می‌دهند.

4
زندگی
مدت‌هاست
در این سالن سینما هستم.
فیلم
همان فیلم است،
با تدوینی بسیار بد.
گاهی دست‌هایم را تکان می‌دهم،
پاهایم را حرکت می‌دهم،
گویی نقشی در فیلم دارم،
اما همه‌ی صحنه‌ها
بدون اراده و اندیشه‌ی من پیش می‌روند.
آه...
خسته‌ام،
طاقتم طاق شده،
می‌خواهم سوت بزنم،
می‌خواهم فریاد بزنم
«سا بوژ نیک*»
«سا بوژ نیک»
«سا بوژ نیک.»
* «سابوژنیک» به زبان روسی به معنای کفاش، پینه‌دوز. م.

نظر ها
افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
  • آخرین خبرها
  • پربیننده‌ها
صندلی جاکفشی ایکیا ایران
0.3344