+ A - تاریخ ۱۲ اسفند ۱۳۹۱ - ۱۲:۴۱ کد مطلب: 61783
نسخه مناسب چاپچاپ ارسال به دوست
 
از فروش کتاب تا هدیه گرفتن کتاب
از فروش کتاب تا هدیه گرفتن کتاب

فرهیختگان/آرمین منتظری: سال 80 بود که با کتاب‌های کریستین بوبن، فیلسوف و نویسنده فرانسوی آشنا شدم. اولین کتابی از او خواندم، «کتاب بیهوده» بود.

 یادم می‌آید که آن زمان نثر کتاب و نوع نگاه نویسنده و حدیث نفسش، بسیار مجذوبم کرد. چندین بار کتاب را خواندم. بعدها در یکی از کتابفروشی‌ها دیدم که کتاب دیگری از او به بازار آمده است. آن را هم خریدم و بلافاصله پس از خواندن چند صفحه از کتاب به این نتیجه رسیدم که با یک نویسنده خلاق روبه‌رو هستم که حرفی برای گفتن دارد. خلاصه اینکه کتاب‌های دیگرش هم یکی پس از دیگری منتشر شد و من هم یکی پس از دیگری آنها را بلعیدم. چیزی که در کتاب‌هایش بسیار توجهم را جلب کرد تکرار نام «مارسل‌پروست» نویسنده شهیر فرانسوی و شاهکار او کتاب «در جست‌وجوی زمان از دست رفته» بود. به این فکر افتادم که این کتاب را هم تهیه کنم و بخوانم. اما هرچه می‌گشتم کتاب را که هشت جلد بود نمی‌یافتم و اگر هم می‌یافتم تنها یک یا دو جلدش موجود بود. در آن سال‌ها دانشجو بودم و در خانه‌ای کوچک در محله رسالت تهران زندگی می‌کردم؛ زندگی محقری بود که با اندکی پول گذران می‌شد. یک روز که فکر می‌کنم بیست‌ و پنجم یا بیست ‌و ششم ماه بود، برای گشت زدن در خیابان انقلاب به راه افتادم. در خیابان انقلاب کتابفروشی‌ها را برانداز می‌کردم تا اینکه در ویترین یکی از کتابفروشی‌ها دیدم نوشته است دوره کامل کتاب «در جست‌وجوی زمان از دست رفته»موجود است. وارد کتابفروشی شدم. کتاب را خواستم و بعد از برانداز کردن به قیمتش نگاه کردم. سال 82 بود و قیمت دوره هشت جلدی کتاب 21 هزار و 500 تومان. دست در جیبم کردم و دیدم دقیقا 21 هزار و 500 تومان پول دارم. بدون اینکه فکر کنم کتاب را خریدم و آن روز تمام مسیر خیابان انقلاب تا محله نظام‌آباد تهران را پیاده قدم زدم. بماند اینکه تا چند روز دیگر هم پولی نداشتم که غذایی برای خودم تهیه کنم. تنها سکه‌هایی در جیبم بود که آنها را هم برای خریدن بلیت اتوبوس برای دانشگاه رفتن خرج کردم. مجبور بودم چهار روز گرسنگی را تحمل کنم تا سر ماه پدرم مقرری‌ماهانه‌ام را به حسابم واریز کند. آن روزها گذشت تا اینکه هفت ماه بعد به‌شدت بی‌پول شدم و از آنجایی که معمولا به هنگام نیاز مالی سعی می‌کردم از کسی کمک نخواهم تحمل کردم اما شرایط به‌گونه‌ای شد که دیگر نمی‌توانستم حتی از خانه خارج شده و به دانشگاه بروم. بنابراین کتاب هشت جلدی را که تنها دو جلدش را خوانده بودم برداشتم و دوباره به خیابان انقلاب رفتم و در همان کتابفروشی آن را به قیمت ناچیز 15 هزار تومان فروختم و همیشه هم از این اقدام خود که البته از سر اجبار بود پشیمان بودم. سال‌ها از این ماجرا گذشت؛ سال گذشته روز تولدم، پدر و مادرم به دیدنم آمدند و کادوی تولدم را به دستم دادند؛ بسته‌ای بزرگ بود. بسته را که باز کردم با دوره کامل هشت جلدی کتاب «در جست‌وجوی زمان از دست رفته» مواجه شدم. با چاپ جدید و ویراستاری جدید به همت نشر مرکز در یک پکیج نفیس و شکیل با قیمت 122 هزار و 500 تومان. هیچ وقت از هدیه گرفتن یک کتاب تا این اندازه خوشحال نشده بودم.
   
توضیح: می‌توانید تجربه‌های خود را درخصوص کتاب و کتابخوانی و هر داستانی که به کتاب مربوط می‌شود به ایمیل من ارسال کنید تا به نام خودتان در این ستون چاپ شود. این ستون هر هفته یکشنبه‌ها منتشر می‌شود که این هفته استثنائا به این دلیل که یکشنبه صفحه جامعه نخواهیم داشت، این ستون شنبه منتشر شده است.

نظر ها
افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
  • آخرین خبرها
  • پربیننده‌ها
صندلی جاکفشی ایکیا ایران
0.3251