+ A - تاریخ ۲۷ فروردین ۱۳۹۲ - ۱۱:۵۵ کد مطلب: 63608
نسخه مناسب چاپچاپ ارسال به دوست
 
چه زود، دیر می‌شود
چه زود، دیر می‌شود

فرهیختگان/علیرضا گل‌بابازاده: زمانی که برای اولین‌بار و همراه جمعی از خبرنگاران و در کنار بچه‌های واحد خبر نیروی زمینی ارتش به مناطق جنگی غرب کشور پا گذاشتم علی‌رغم حضور غریب من حال و هوای آشنایی به مشامم رسید.

انگار سال‌های‌سال با دشت‌ها و کوه‌ها و دره‌های اینجا زندگی کرده‌ام. چه خوب نگاه مشتاق مرا این سرزمین پاسخ می‌گفت اما انتظار از چهره این دیار می‌بارید. انتظار بازگشت به لحظه‌های زیبایی که جنگ از او گرفت. سخت است در سرزمینی گام برداری که سال‌ها برای حضور درد آشناها به انتظار نشسته است. شرم ‌داشتم وارد پادگان ابوذر شوم؛ پادگانی که جان‌های پاکی در آن به ضرب کینه دشمن به خاک و خون کشیده شدند. پادگان ابوذر هنوز زخم‌هایش تازه است، تیر و ترکش‌ها نقش برجسته بنای این پادگان است؛ زخم‌های کهنه‌ای که قلب‌های امروز را به درد می‌آورد. من از جنگ نمی‌دانم اما غربت پر از فریاد پادگان ابوذر مرا بهت‌زده می‌کند، مادامی که به بیمارستان صحرایی پادگان نزدیک می‌شوی، درد را در فریادهای به جا مانده به جان و دل درمی‌یابی، شیون‌هایی که ارمغان شوم جنگ برای سرزمین صلح و زیبایی بود. بالای یکی از ساختمان‌های پادگان رفتیم، کوه‌های پرصلابت در کنار دشت‌های پهناور، سرپل ذهاب خودنمایی می‌کرد. با خود گفتم: چگونه عراقی‌ها، دل‌شان رضا داد در میان این همه زیبایی جنگ به پا کنند. غربت پادگان ابوذر در سرخی غروب نقش بسته بود که راهی میعادگاه شهدای گمنام پادگان شدیم. سفره هفت‌سین زیبایی را از سین‌های ادوات جنگ مانند سرنیزه و... چیده بودند، در کنار هفت‌سین نشستم. فرصتی بود تا خاطرات امیر سرتیپ‌دوم زرهی ستاد منوچهر کاظمی، امیرعلی حاصلی، سرهنگ خلبان مرادی، سرهنگ علی جلیلیان‌پور، سرهنگ درکه، سرهنگ کریمی و تعدادی از دلاوران و یادگاران هشت سال دفاع مقدس را مرور کنم. خاطراتی از رشادت‌ها و جانبازی‌های پهلوانان و شیران ارتش در عملیات و مناطق جنگی مانند میمک، مرصاد، قاضی‌ دار، ارتفاعات آهنگران و... با خود گفتم چه زود یادها دور می‌شود و نسیان چه بی‌رحمانه خاطرات پر از رشادت این مرز و بوم را در برمی‌گیرد. چنانچه نسلی چون من، آرش‌های این مرز و بوم را نمی‌شناسند و چه دیر به زمان و مکان خاطره‌ها گام می‌گذارند. پلیدی‌ها و زنگار جنگ ناخوشایند است اما خاطره‌های آن پادزهری است برای بیدارماندن رشادت در جان و نهاد مردمان یک سرزمین. بنابراین یاد و خاطره جنگ تحمیلی و حکایت رشادت‌های شهدا و جانبازان تکلیفی است که نه تنها آن را نمی‌توان تازه کردن زخم دانست بلکه اکسیری برای جوان نگاه‌داشتن غیرت و شرف در نهاد مردم این مرز و بوم است. یاد شهدای این سرزمین را گرامی بداریم و غیرت و شرف را از این عزیزان میراث‌پذیر باشیم.

نظر ها
افزودن جدید
ناشناس   |77.237.185.xxx | 2013-04-16 17:20:53 

آقای گل‌بابازاد عزیز قلم بسیار زیبا و پر از احساسی دارید ممنونم از شما بسیار متن خوب و زیبا و لطیفی بود

نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
  • آخرین خبرها
  • پربیننده‌ها
صندلی جاکفشی ایکیا ایران
0.2621