+ A - تاریخ ۸ تیر ۱۳۹۲ - ۱۵:۲۰ کد مطلب: 69559
نسخه مناسب چاپچاپ ارسال به دوست
 
مدیریت‌ها گرفتار مافیا شده است
مدیریت‌ها گرفتار مافیا شده است

فرهیختگان/امیررضا واعظ‌آشتیانی: فضای این روزهای ورزش، فضای خوبی نیست؛ عدم حضور کارشناس که باعث شده از هر گونه نگاه کارشناسی بی‌بهره شویم؛ این مشکلی است که از قدیم در ورزش وجود داشته و هنوز هم پابرجاست.


البته منظور از نگاه کارشناسی فقط دیدگاه‌های فنی مرتبط با رشته ورزشی نیست بلکه منظور مجموعه تخصص‌هایی است که برای اداره یک رشته ورزشی به آن نیاز‌مند هستیم؛ به تعبیر روشن‌تر متاسفانه هدف ما در ورزش، هدفی است گم‌شده که هیچ اثری از آن نیست. این در حالی است که ورزش امروزی دنیا تفاوت 180 درجه‌ای با آنچه ما فکر می‌کنیم دارد؛ ورزش در کشور‌های پیشرفته علاوه‌بر اینکه ابزار تندرستی و نشاط است، از آن بهره‌برداری‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی می‌شود اما در کشور ما شناخت صحیحی از پتانسیل‌های نهفته در ورزش وجود ندارد و اکثر مدیران ورزشی، جاهل به مسائل تخصصی ورزش هستند. اتفاقی که من معتقدم تعمدا صورت گرفته! مدیران ورزش ما باید این موضوع را درک کنند که ورزش و به‌خصوص فوتبال پدیده‌هایی چند بعدی هستند. موضوعی که سایر کشورها به خوبی از آن بهره‌برداری کرده‌اند. برای مثال در جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی می‌توان پیام فرهنگی کشور میزبان را در قالب شیپورهای ووووزلا دید و از سوی دیگر بهره‌برداری‌های اقتصادی که با ساخت و فروش این شیپورها انجام می‌شود را مورد بررسی قرار داد. متاسفانه فوتبال ما حتی نتوانسته به اندازه پولی که برای آن هزینه شده منفعت اقتصادی به همراه داشته باشد. با وجود پول کلانی که در فوتبال جریان دارد، هیچ ایده‌ای برای چگونگی به کارگیری این هزینه در جهت تولید ناخالص ملی وجود ندارد. فوتبال را باید سیاسی کرد اما نه به این منظور که بخواهیم رفتارهای سیاسی را در آن قالب کنیم، بلکه با تدبیر و سیاست از ابزار ورزش در جهت رشد و پویایی استفاده کنیم.
 فوتبال امروز گرفتار مافیای عظیمی است که بیشتر امور اجرایی را بر عهده دارد و بعضا افرادی در مدیریت فوتبال نقش اساسی ایفا می‌کنند که عاملان اصلی به قهقرا بردن فوتبال هستند.
ذکر این نکته خالی از لطف نیست که پدیده مافیا در همه رشته‌های ورزشی وجود دارد، اما با توجه به رقم نجومی که در فوتبال جابه‌جا می‌شود، پتانسیل بیشتری برای خود نمایی این افراد وجود دارد.
 یکی دیگر از مسائلی که این روزها زیاد شنیده می‌شود، بحث خصوصی‌سازی باشگاه‌ها و بالاخص خصوصی‌سازی باشگاه‌های استقلال و پرسپولیس است. به نظر می‌رسد این بحث‌ها بیش از آنکه برآمده از یک نگاه کارشناسی دقیق باشد، حاصل یک دسته تفکرات احساسی است که میان مدیران ارشد ورزش شکل می‌گیرد و هر از چند گاهی در رسانه‌ها هم شنیده می‌شود.
اقتصاد فوتبال هم مانند سایر بخش‌های اقتصادی ارتباط مستقیمی با وضعیت اقتصادی کلان کشور دارد. اگر اقتصاد کلان پویا باشد، می‌توان در سایر بخش‌ها از جمله ورزش انتظار موفقیت داشت. اگر بناست براساس اصل 44 قانون اساسی تصدی‌گری دولت در ورزش را کاهش دهیم، باید ابتدا سیاست‌ها را در زمینه چگونگی واگذاری باشگاه‌ها به بخش خصوصی تدوین کنیم. باید مشخص کنیم که پس از واگذاری، خریداران باید چه انتظاری از دولت داشته باشند یا دولت چه انتظاری از آنان دارد و چه حمایت‌هایی را انجام می‌دهد. در شرایط فعلی اقتصادی، هر گونه واگذاری به بخش خصوصی، نمی‌تواند هیچ توجیه اقتصادی داشته باشد. چگونه انتظار داریم باشگاه‌هایی که سرمایه‌ای جز بدهی ندارند را به بخش خصوصی بسپاریم و از آن مهم‌تر بخش خصوصی باید با چه چشمداشت اقتصادی، باشگاه‌داری کند ؟ آیا تنها به صرف اینکه برند باشگاه‌هایی مثل داماش گیلان یا راه‌آهن تهران را واگذار کرده‌ایم، خصوصی‌سازی انجام شده است؟ سوال مهم دیگری که وجود دارد این است که چرا ما باید خصوصی‌سازی را با باشگاه‌های استقلال و پرسپولیس تجربه کنیم؟ به نظر من که هم دستی در اقتصاد دارم و هم تجربه مدیریت ورزش، باید ابتدا آن دسته از باشگاه‌ها که متعلق به کارخانه‌های صنعتی دولتی هستند را واگذار کنیم و پس از اینکه مدل صحیح واگذاری را مشخص کردیم، باشگاه‌های بزرگ که میلیون‌ها طرفدار دارند را واگذار کنیم.
 

نظر ها
افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
  • آخرین خبرها
  • پربیننده‌ها
صندلی جاکفشی ایکیا ایران
0.1808