+ A - تاریخ ۲۰ شهریور ۱۳۹۲ - ۱۵:۱۲ کد مطلب: 76361
نسخه مناسب چاپچاپ ارسال به دوست
در خصوص حاشیه‌های این روزهای شورای شهر تهران
تضارب آری، تضارب نه
تضارب آری، تضارب نه

فرهیختگان/محمد منتظری: حوادثی که این روزها در شورای شهر می‌گذرد، جای بسی تاسف دارد. نگارنده در مقام دفاع یا تخطئه الهه راستگو نیست چه اینکه اقدام الهه راستگو در رای دادن به قالیباف را با عینک‌های مختلف می‌توان درست یا غلط دانست.

سخن اما این است که وقتی شورای شهر تبدیل به مکانی می‌شود که دو گروه سیاسی سعی در فتح آن و برافراشتن پرچم خود بر فراز آن را دارند، آن‌ وقت باید منتظر چنین اتفاقاتی هم بود! حقیقت این است که شورای شهر نه یک نهاد سیاسی که بیشتر یک نهاد مدنی است. نهادی که با زندگی روزمره مردم سر و کار دارد. نهادی که با شهر سر و کار دارد، شهری که مامن و خانه شهروندان است. اما وقتی دو گروه سیاسی آنقدر به رقابت‌های خود بر سر فتح جایگاه‌های شورا و شهرداری مشغول می‌شوند که کار به تهدید و گروکشی می‌کشد، حقیقتا باید نگران چشم‌انداز نه‌چندان امیدوار‌کننده کارها در شورا و شهرداری بود.  شورای شهر پارلمان سیاسی نیست. شورای شهر ظرفیت رقابت‌هایی همچون رقابت‌های سیاسی در پارلمان را ندارد. چنین رقابتی از سوی هر جریانی در شورا آغاز شود مسلما به اصل شوراها که قرار است نهادی مدنی باشند، لطمه خواهد زد. زمانی که انتخابات هیات‌رئیسه شورای شهر انجام شد، با توجه به ترکیب تقریبا متوازن آن امید این بود که نوعی تشریک‌مساعی در شورای شهر به نفع مردم صورت گیرد اما اتفاقاتی که در جریان انتخاب شهردار و حواشی بعد از آن رخ‌داد نشان داد که این امید می‌تواند به سرابی تبدیل شود. شاید البته مشکل از جایی دیگر باشد. شاید مشکل ریشه‌ای‌تر باشد. مشکلی که از انتخابات شوراها و نوع رقابت‌های سیاسی در آن نشات می‌گیرد. در کجای دنیا سراغ دارید که افرادی که وارد شورا می‌شوند تنها از دو لیست وابسته به دو جریان سیاسی اساسی کشور باشند. معنای این اتفاق این است که هر کسی بتواند به هر نحوی و به هر روشی خودش را در یکی از این لیست‌ها جا کند، می‌‌تواند امیدوار باشد که وارد شورای شهر خواهد شد. حتی اگر شایسته‌تر از او هم بسیار باشند. پس سهم دیگر نهادهای مدنی چه می‌شود؟ سهم «ان‌جی‌او»ها، سهم فعالان محیط‌زیست، سهم نهادهای مردمی دفاع از حقوق شهروندی، سهم متخصصان و شهرسازان، سهم استاد دانشگاه متخصصی که چندان نامی ندارند و خلاصه سهم آنها که می‌دانند و دانستن‌شان نیاز شهر است، چه می‌شود؟ در جریان انتخابات شوراهای چهارم در تهران دایره انتخاب مردم تنها به دو لیست اصلاح‌طلب و اصولگرا محدود شد. کاندیداهای دیگری که نام‌شان در این لیست درج نشده بود نه امکان تبلیغ داشتند و نه شانسی برای خود قائل بودند. نتیجه این شد که انتخاب مردم تهران به صورت غیرمستقیم تنها در دو مجرا هدایت شد و این خود به معنی ضعف انتخابات شوراها در کشور است. در حالی که انتخابات شوراها تفاوت‌های بسیاری با دیگر انتخابات‌های کشور دارد. نمایندگان شورا قرار است نمایندگان قشرهای مختلف مردم باشند اما متاسفانه وقتی پای لیست به میان می‌آید یعنی برخی قرار است از در معرض دید و انتخاب مردم قرار گرفتن، محروم شوند. نتیجه چنین انتخاباتی شورایی جناحی و سیاسی خواهد بود. حال هرچقدر هم ما رسانه‌ها بگوییم که شهرداری به‌عنوان یک نهاد مدنی اجرایی و شورای شهر به‌عنوان یک مرکز تصمیم‌گیری مدنی نباید به حاشیه سیاسی بغلتد، باز هم سیاست کار خودش را می‌کند. مشکل امروز ما این نیست که چرا فلانی که وابسته به فلان جریان بود خلف وعده کرد. مشکل اینجاست که عده‌ای در مقابل عده‌ای دیگر صف‌آرایی کرده‌اند و یک طرف قصد فتح‌الفتوح دارد. قصد فتح‌الفتوح یعنی نوعی جنگ پنهان سیاسی و اینها که امروز می‌بینیم همه از مضرات همان جنگ پنهان است.

نظر ها
افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
  • آخرین خبرها
  • پربیننده‌ها
صندلی جاکفشی ایکیا ایران
0.316