+ A - تاریخ ۷ اسفند ۱۳۹۲ - ۲۰:۲۰ کد مطلب: 83792
نسخه مناسب چاپچاپ ارسال به دوست
 
اقتصاد مقاومتی و نقطه‌های قوت اقتصاد
اقتصاد مقاومتی و نقطه‌های قوت اقتصاد

علی‌اکبر نیکواقبال *: در تشریح اقتصاد مقاومتی، همان‌گونه که اصطلاح آن نشان می‌دهد به برنامه اقتصادی‌ای گفته می‌شود که در برابر تنش‌ها و فشارهای خارجی مورد استفاده قرار می‌گیرد و مانند سدی در برابر آن مقاومت می‌کند همان‌گونه که وقتی آبی با فشار می‌آید سدی در برابر آن قرار می‌دهند تا از آن استفاده کنند و مانع نابودی زمین‌های اطراف آن شوند، این برنامه اقتصادی مقاومت در برابر نیروهای منفی است که از خارج به اقتصاد یک کشور تحمیل می‌شود.

در ضوابط اقتصاد بین‌الملل اگر قرار باشد هرکس منافع خود را دنبال کند این احتمال وجود دارد که این کشور باکی نداشته باشد از اینکه فشارهایی را بر سایر کشورها تحمیل کند. اقتصاد مقاومتی در حقیقت براساس مقابله با این نوع نگاه شکل می‌گیرد و دارای نکات مثبت بسیاری است. به عبارتی زورآزمایی یک کشور در برابر نیروهای تحمیلگر اقتصادی خارجی است به گونه‌ای که این کشور از امکانات، فرصت‌ها و موقعیت‌ها استفاده می‌کند تا با شناسایی نقاط ضعف و قوت خود به تقابل با این کشورها بپردازد. باید توجه داشته باشیم که در حال حاضر هیچ کشوری را نمی‌توان یافت که استقلال کامل داشته باشد حتی کشوری چون آمریکا با مبادلات اقتصادی فراوان نمی‌تواند مدعی خودکفایی و استقلال کامل باشد. کشور ما هم به همین شکل است، اگر کشوری بخواهد خودکفا باشد باید هزینه بسیاری بپردازد. کشوری مانند کره‌شمالی را در نظر بگیرید که سطح رفاه آن بسیار پایین است و شاید مدعی آن باشد که خودکفاست. اما معمولا کشورهای مرفه با ارتباطات بین‌المللی گسترده‌ای فعالیت اقتصادی می‌کنند و در این روابط آن محصولاتی که نمی‌توانند تولید کنند را از سایر کشورها وارد می‌کنند. معمولا این شرایط برای همه کشورها وجود دارد. ما سال گذشته چیزی قریب به 65000 میلیارد واردات داشته‌ایم که اگرچه به نسبت واردات زیاد مقبول نیست اما معمولا از این واردات در بخش عمده‌ای گاه حتی در بهبود شرایط تکنولوژی استفاده کرده‌ایم. توجه کنید واردات مواد اولیه نیاز اساسی در بخش تولید است و نباید آن را نادیده بگیریم. جهان ما جهان نقطه‌ای است بنابراین قطع ارتباطات در حوزه‌های مختلف از جمله در حوزه اقتصادی

غیرممکن است پس این تصور که قرار است اقتصاد مقاومتی ما را به این سمت بکشد که اقتصادمان را از اقتصادهای سایر کشورهای جهان جدا کند اشتباه است. بنابراین منظور از اقتصاد مقاومتی، شناخت نقاط قوت و ضعف و طراحی بهتر برای پیشرفت اقتصادی کشور است.
برای شرح بهتر این موضوع می‌توان به این سوال توجه کرد آیا از این اقتصاد فقط باید در زمان تحریم بهره جست یا در زمان فعلی که خبر از کاهش تحریم‌ها مطرح است نیز نیاز به چنین برنامه اقتصادی‌ای وجود دارد؟ کشورهای جهان سوم و در حال توسعه با رجوع به چنین اقتصادی می‌توانند با توانایی‌های خود آشنا شوند و حتی بدون داشتن چنین شرایطی هم خوب است در راستای توسعه از قوانین این اقتصاد بهره‌مند باشند. بنابراین می‌توان گفت این اقتصاد عامل تنش‌زدایی در فضای بین‌الملل هم می‌تواند باشد. دو سال پیش وقتی بحث اقتصاد مقاومتی مطرح شد در مقاله‌ای به این موضوع اشاره کردم که«درخت دوستی بنشان که کام دل به‌بار آید/ نهال دشمنی برکن که رنج بی‌شمار آید» پس ما می‌توانیم خود را توسعه دهیم بدون اینکه به جنگ با سایر کشورها برویم. زمانی لینکلن گفته بود من دشمنانم را نابود می‌کنم از این طریق که آنها را به دوست تبدیل می‌کنم. بنابراین این اقتصاد قرار نیست مانع سرمایه‌گذاری خارجی در کشور شود. در ایران نیاز به سرمایه‌گذاری خارجی داریم تا بتوانیم توسعه پیدا کنیم و به چشم‌انداز قابل قبولی دست یابیم همان‌گونه که کشورهایی مثل چین و ژاپن به آن دست یافته‌اند.
اساسا ما چه در دوره تحریم و فشار و چه در دوره غیر از آن باید اقتصادمان را سالم‌سازی کنیم. اقتصاد مقاومتی چیزی جز سالم‌سازی اقتصاد با برنامه‌های مالی و انضباط مالی نیست به‌ویژه در شرایط اقتصادی کشور ما که با تورم و بیکاری دست و پنجه نرم می‌کند. بنابراین نیاز اساسی کشور ما چنین اقتصادی است. وقتی ما به 24 بند این سیاست نگاه بیندازیم همه آن در چارچوب سالم‌سازی، صادرات بیشتر، واردات کمتر، تعادل تجارت خارجی، کوشش در جهت صفر کردن کسر بودجه، خودکفایی واقعی و تولید ناخالص ملی است. در حقیقت اقتصاد مقاومتی چیزی جز این نمی‌گوید که خودمان باید مشکلات اقتصادی‌مان را برطرف کنیم و در راستای بهبود آن گام برداریم. این اقتصاد کوششی جدید برای برطرف کردن ضعف‌های اقتصادی کشورمان است. 

* اقتصاددان

نظر ها
افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
  • آخرین خبرها
  • پربیننده‌ها
0.2127