+ A - تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۷:۳۹ کد مطلب: 84229
نسخه مناسب چاپچاپ ارسال به دوست
 
ائتلاف عقلانی برای زنان
ائتلاف عقلانی برای زنان

مينو مرتاضي*: هرچند، برخي مي کوشند روز جهاني زن (هشت مارس) را ناديده بگيرند اما اين روز، براي کنشگران مدني و زنان برابري خواه، فرصتي پديد مي آورد تا به تبادل تجارب و ديدگاه شان با يکديگر و با زنان جهان بپردازند.

 قدر اين فرصت را با استفاده از آن و هدر ندادن اش بايد دانست و پاس داشت. به عنوان کنشگر جنبش زنان معتقدم بين انواع نظريه هاي گفتمان «زن محور» مبتني بر تفاوت هاي بيولوژيک و تضاد هاي طبقاتي و  فرهنگي و کارکرد اين نظريات در فمينيسم واقعا موجود در ايران، تفاوت ها و بعضا تضادهاي عديده اي ديده مي شود که قابل بحث و بررسي است.

صرفنظر از ديدگاه رايج که بيشتر از سر طنز، مردي که در شستن ظروف به زنش کمک مي کند خود را برابري خواه و طرفدار حقوق زنان مي نامد؛ گفتمان فمينيستي واقعا موجود در ايران که بر تعداد کثيري از فعالان برابري خواه حقوق زنان حاکم است اعم از مسلمان، اصلاح طلب، سکولار و غيره، گفتمان فمينيسم ليبرال است که خود را گفتمان مقاومت نيز تعريف مي کند.

اين گفتمان برگرفته از نظريه فمينيسم ليبرال است که با تاييد و تاکيد بر تفاوت هاي بيولوژيک براي رسيدن به برابري حقوق و تحقق مطالبات خود نگاه به دولت دارد و خواهان روا داري و اعمال تبعيض هاي مثبت دولت به نفع زنان است. با اين پيش فرض تعجبي ندارد اگر مي بينيم که جنبش زنان در ايران در بزنگاه هاي انتخاباتي و زمان تغيير مجلس و رياست جمهوري يا در واکنش انتقادي به لوايح و برنامه ها و قوانين تبعيض آميز مشتاق برگزاري ائتلاف و هم انديشي و همگرايي مي شود و ديگر هيچ!! پرسش اين است چرا تاکنون اصل ارتقاي آگاهي ها و تقويت انديشه و خلاقيت و عقلانيت خودبنياد زنان براي ايجاد تغيرات خودخواسته و زندگي بهتر نتوانسته انگيزه و محرک کنشگران برابري خواه براي شکل گيري ائتلاف ها و هم انديشي ها شود؟ محصول تفاوت رويکرد و نتيجه کنش عقلاني و ارادي براي تغيير وضعيت موجود زنان با رفتار و گفتار واکنشي در قبال اراده قدرت و قانونگذار همين وضعيتي است که فعالان جنبش زنان دارند که به دور از تعارفات معمول همچون جزاير پراکنده دور و بيگانه از هم به سر مي برند.

خلاصه اينکه هرگاه دولتي منعطف و معتدل سر کار آمده باشد جنبش زنان رشدي بادکنکي کرده و هرگاه دولت سخت گير و متصلب بوده جنبش زنان در سکوت فروکش مي کند. در حالي که بسياري از زناني که ادعاي زن محوري ندارند - فارغ از احوال دولت - در همه حال با انگيزه قوي توانمند سازي زنان عملادر جهت رشد عقلانيت و اگاهي هاي زنان حرکت مي کنند و به نتايج درخشاني دست يافته اند که فمينيست هاي ايراني از آنان به عنوان زنان رشديافته برابري خواه ياد مي کنند.

به نظر مي رسد براي خلاص شدن از گفتمان واکنشي موجود و آويخته به دولت در ايران، يک راه اين باشد که بپذيريم زنان مختلف مشکلات متفاوتي را تجربه مي کنند بنابراين ديدگاه هاي متفاوتي نسبت به زندگي دارند. مي توان از تجارب زيسته شده گروه هاي مختلف زنان و مرداني که به حاشيه رانده شده اند دستور کارهايي براي مشخص کردن مشکلات و مطالبات سياسي، اجتماعي عصر حاضر استخراج کنيم؛ مشکلاتي که الزاما از موضع قدرت ديده نمي شوند. تجربه مشترک حاشيه اي بودن براي زن و مرد دردآور است و مي تواند به فهمي مشترک از هزينه هاي به حاشيه رانده شدن شکل دهد.

اين فهم مي تواند به طور عيني و واقعي مبناي سياست جمعي و شکل گيري همگرايي و ائتلاف به مثابه کنشي ارادي و عقلاني شود.
    *فعال حقوق زنان

منبع: روزنامه شرق

نظر ها
افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
  • آخرین خبرها
  • پربیننده‌ها
0.2442