+ A - تاریخ ۱۸ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۶:۲۳ کد مطلب: 84263
نسخه مناسب چاپچاپ ارسال به دوست
با نوی غمناک آفریده‌های خویش
دو سال از فقدان سیمین دانشور، بانوی داستان ایرانی گذشت
دو سال از فقدان سیمین دانشور، بانوی داستان ایرانی گذشت

امین فقیری: درباره زنده‌یاد سیمین دانشور هرچه بتوان نوشت دیگران نوشته‌اند؛ درباره رمان «سووشون» و شخصیت‌هایش. درباره جزیره سرگردانی و ساربان سرگردان که جلد سوم آن مفقود شده یا ساده‌تر بگوییم رندان آن را به «نیش» کشیدند!

مهم‌ترین اصلی که در این کتاب‌ها به چشم‌ می‌آید شخصیت زن در رمان‌‌های اوست. امکان ندارد صفحه‌ای از آن رمان‌ها را بخوانیم و چهره مهربان و چشم‌های درشت و نگران سیمین دانشور را به صورتی پررنگ نبینیم. تمامی واژه‌ها روی این صورتی که پس‌زمینه برگ‌برگ کتاب است، نقش بسته‌اند. این سیمین دانشور است که در کلام شخصیت‌های آفریده خویش زندگی می‌کند.
او نوشته است تا خودش را بسراید؛ گاه شیرین و گاه تلخ. شک نیست که کاراکترهای دانشور مربوط به طبقه خاصی هستند؛ طبقه‌ای که می‌خواند، هنر را می‌شناسد، کتاب می‌خرد، نگران وضعیت جامعه است و رنج می‌برد. وقتی به چیزی ایمان آورد تا پای جان ایستادگی می‌کند. چرا؟ چون این رویکرد بستگی به فرهنگی دارد که از کوچکی با آن آشنا بوده است. کمک به همنوع، باور کردن طبقه فرودست، دلسوزی، پایداری و بسیاری صفات دیگر که فهم و درک هنر نیز مشخصه بارز آن است.
چنین شخصیتی مردم کوچه و بازار را می‌شناسد و به آرمان‌های آنها احترام می‌گذارد، همان‌گونه که انسان‌های بافرهنگ نیز برایش جاذبه دوچندانی دارد.
زری در سووشون شخصیتی است که ناگهان چشم باز می‌کند و با واقعیت‌هایی روبه‌رو می‌شود که هیچ‌گاه در سازوکار خانوادگی با آن روبه‌رو نبوده است. او آهسته‌آهسته درمی‌یابد که زندگی نمود دیگری غیر از خور و خواب دارد. چنین شخصیت‌هایی چه زن و چه مرد، در جامعه فراوانند. آنها در برابر هر پدیده‌ای مقاومت می‌کنند. این مقاومت به معنای زود نپذیرفتن آن پدیده است. طبیعی است که آنها به طرف چیزی که با ذات آنها همخوان نیست میل نمی‌کنند. همه چیز را با دلیل و برهان قبول می‌کنند و سپس به آن ایمان می‌آورند.
زری در «سووشون» ابتدا لحنی نصیحت‌گرایانه دارد، اما به تدریج سکوت می‌کند. چون دلیل و مفهوم مبارزه آنقدر قوی است که دهان اعتراض او را می‌بندد و بعد سکوتش به فریاد می‌انجامد. زری چهره زیبایی از زن دردکشیده ایرانی را در تمام طول تاریخ رقم می‌زند؛ چهره‌ای که اشک و آه جزء جدایی‌ناپذیر شخصیت اوست.
این گریستن‌ها به هیچ‌وجه بیانگر تسلیم و رضا در برابر آنچه او ظلم می‌پندارد، نیست.
شخصیت یوسف که آدمی را به یاد «لئون تولستوی» نویسنده جنگ و صلح می‌اندازد به اندازه کافی استثنایی و جذاب است.
مالکی است تحصیلکرده که حقوق رعیت‌هایش را محترم می‌شمارد و برای آنها در آن دوره که طوق بردگی را بر گردن خود احساس می‌کرد، دل می‌سوزاند. حال چنین کسی با این خصوصیات شوهر زنی است به نام «زری».
زری پس از ایمان آوردن به سازوکار و مفاهیم مبارزاتی یوسف، یک آن از تشویق و ترغیب او به سوی اهداف مبارزاتی‌اش غافل نیست و با مشورت‌ها و پشتیبانی‌اش به یوسف اتکا به نفس و قدرتی مضاعف برای مبارزه می‌دهد.
درست است که زری همان اعتقادات زن سنتی ایرانی را دارد، اما هنگام لزوم اصل مبارزه را بر تمامی عوامل دیگر مقدم می‌دارد. وقتی هم یوسف کشته می‌شود همه چیز را پایان‌یافته نمی‌داند، بلکه فکر می‌کند تمام نهال‌های کوچکی که در سرزمینش می‌رویند روزی درخت گشن و تناوری می‌شوند که سایه خود را بر سر دیگران می‌گسترانند.
ماحصل کارها و ایده‌های زری عشق است؛ عشق به فرزندان، خانواده، محله، شهر و وطن. او می‌تواند به گونه‌ای سمبلیک از نهال کوچک و اسب و تفنگ حرف بزند، چرا که سرنوشت چنین برایش رقم خورده است. اما آگاهی او فراتر از سرنوشت است چون عنان حوادث را به دست می‌گیرد و هدایت می‌کند. اوست که آهسته‌آهسته به تکامل فکری و روحی می‌رسد و چشمش بر چند و چون جهان پیرامونش باز می‌شود.

منبع: فرهیختگان

نظر ها
افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
  • آخرین خبرها
  • پربیننده‌ها
0.3644