+ A - تاریخ ۶ مرداد ۱۳۹۳ - ۱۸:۵۰ کد مطلب: 89558
نسخه مناسب چاپچاپ ارسال به دوست
بهزاد عشقی
نگاهی به مجموعه مدینه/ مردی برای تمام فصول فیلمسازی
نگاهی به مجموعه مدینه/ مردی برای تمام فصول فیلمسازی

تقریبا اغلب فیلمنامه‌نویسان ما در قسمت‌های میانی کم می‌آورند و به همین دلیل بسیاری از مجموعه‌ها مخاطبان خود را در نیمه راه از دست می‌دهند. مقدم نیز در مجموعه مدینه به کمک فیلمنامه‌نویسش داستان را خوب و جذاب می‌پروراند و به‌خصوص همدلی مخاطب را نسبت به شخصیت‌ اصلی‌اش جلب می‌کند. اما هرچه که جلو می‌رویم داستان از رمق می‌افتد.

پریوش نظریه در مجموعه مدینه نقش‌ زنی به همین نام را بازمی‌آفریند. زنی چادری و مومن که بین حرام و حلال فرق می‌گذارد و به ارزش‌های اخلاقی و سنتی پایبند است و نزول‌خواری را بسیار مذموم می‌شمارد. اما در عین حال زنی نیست که فقط بشوید و بسابد و قرمه‌سبزی بپزد و در خلوت فقط آه بکشد و دست به دعا بردارد یا نفرین کند. زنی کارآمد و مدرن و امروزی است که اتومبیل شاسی‌بلند سوار می‌شود و اگر برایش مانع‌تراشی نکنند، می‌تواند با تدبیر کارخانه‌ای را اداره کند.

یعنی هم کار بیافریند و هم با ارائه محصول سالم، رضایت مصرف‌کنندگان را جلب کند. در واقع مدینه برنهاد زن سنتی و اصیل، و زن مدرن و کارآمد است. از این زاویه، مدینه شاید شخصیت کمتر تجربه‌شده‌ای در سیمای ایران باشد و سیروس مقدم در تازه‌ترین مجموعه خود به کمک خانم پریوش نظریه، توانسته است شخصیت مقبولی از این زن بیافریند. در واقع در برزخ سنت و مدرنیته، زن‌هایی چون مدینه، که سلامت اخلاقی را در کنار کارآمدی اجتماعی دارند، می‌توانند الگویی قابل تحسین به شمار بیایند.

اکنون دیگر ما به سیروس مقدم عادت کرده‌ایم و می‌دانیم که همه‌جا هست و در هر جایی می‌تواند باشد. در مجموعه‌های مناسبتی و غیرمناسبتی، در مجموعه‌های عیدانه و مجموعه‌های سوگوارانه، در ملودرام‌های خانوادگی و در ملودرام‌های پلیسی، در مجموعه‌های خنده‌آفرین و مجموعه‌های اشک‌انگیز در واقع مقدم مردی برای تمام فصول فیلمسازی سیماست.

فیلمسازی که افق رسانه را خوب می‌شناسد و مضامینی را دستمایه قرار می‌دهد که با الگوهای رسمی کاملا همخوانی دارد. در عین حال سلیقه‌های عمومی را می‌شناسد و با مبانی فیلمسازی آشنایی دارد و می‌تواند مجموعه‌های جذابی بسازد که همدلی عمومی را جلب کند. انصاف آنکه هر چه زمان می‌گذرد مقدم تسلط حرفه‌ای‌تری پیدا می‌کند و آثار جذاب‌تری ارائه‌ می‌دهد.

حالا دیگر همچون مجموعه‌ای چون نرگس با پرگویی و اطناب مخل و احساساتی‌گرایی و بازی‌های اغراق‌آمیز، پاره‌ای از مخاطبانش را دلزده نمی‌کند. یا همچون مجموعه پلیس جوان با داستان مغشوش و شخصیت‌های مبهم و پرگویی‌هایی مکرر، مخاطبش را سردرگم نمی‌کند. حالا دیگر یاد گرفته است که از بازیگرانش بازی‌های طبیعی‌تر و باورپذیرتری بگیرد یا دوربینش را به خدمت درام دربیاورد و با آکروباسی دوربین و نماهای شناور و خودنما، مخاطبش را دچار سرگیجه نکند. البته مقدم قرار نیست که شاهکارهای ماندگار بیافریند و مجموعه‌هایی چون پایتخت و مدینه و چه و چه ساخته می‌شوند که مصرف شوند و بعد از یاد بروند.

به راستی از میان این همه مجموعه‌هایی که مقدم ساخته است، کدام‌شان راهی به ماندگاری می‌برند و به خاطره جمعی جامعه بدل می‌شوند؟ با یقین می‌شود گفت هیچ‌کدام و بسیاری از این مجموعه‌ها همین حالا نیز از یاد رفته‌اند. آثار هنری برای ماندگارشدن ‌باید مورد گزینش عالمان هنر قرار بگیرند و تقریبا هیچ‌کدام از کارهای مقدم چنین بختی نداشته‌اند. البته این مساله فی‌نفسه مهم نیست و به قول ژان رنوار سینما همه سینماست و فیلم‌ها و مجموعه‌هایی نیز که صرفا به صنعت سرگرمی‌سازی خدمت می‌کنند، ‌می‌توانند در جای خود مفید باشند.

یک روایت متعارف و کلاسیک، در مقیاس یک فیلم سینمایی، معمولا ساختاری سه ‌پرده‌ای دارد. در پرده اول داستان بنا می‌شود و آدم‌ها شکل می‌گیرند و نقطه عطف اول پدید می‌آید. در پرده دوم بحران و کشمکش به وجود می‌آید و شخصیت اصلی برای رسیدن به هدف موانع زیادی را پشت‌سر می‌گذارد. در پرده سوم نقطه عطف جدیدی شکل می‌گیرد و فیلم با یک پایان‌بندی تلخ یا شیرین یا بینابین به پایان می‌رسد. مشکل عمده فیلمنامه‌نویسی در ایران پرده دوم است.

اغلب فیلمنامه‌نویسان ما در پرده دوم جا می‌مانند و قصه را بی‌جهت کش می‌دهند و نمی‌توانند داستان را به خوبی توسعه دهند. پرده سوم معمولا از دل پرده دوم برمی‌آید و فیلمنامه‌نویسی که در پرده دوم جا بماند، ‌بازی را می‌بازد و نمی‌تواند اثرش را با پایان‌بندی موثری به اتمام برساند. این مشکل کمابیش در مجموعه‌های تلویزیونی نیز وجود دارد. البته مجموعه در هر قسمت باید شروع، میان و پایان داشته باشد و به‌گونه‌ای تمام شود که کنجکاوی مخاطب را برای دنبال‌کردن داستان برانگیزد.

اما تقریبا اغلب فیلمنامه‌نویسان ما در قسمت‌های میانی کم می‌آورند و به همین دلیل بسیاری از مجموعه‌ها مخاطبان خود را در نیمه راه از دست می‌دهند. مقدم نیز در مجموعه مدینه به کمک فیلمنامه‌نویسش داستان را خوب و جذاب می‌پروراند و به‌خصوص همدلی مخاطب را نسبت به شخصیت‌ اصلی‌اش جلب می‌کند. اما هرچه که جلو می‌رویم داستان از رمق می‌افتد و فیلمنامه‌نویس کم می‌آورد و در نتیجه‌ می‌کوشد که با پرگویی و داستانک‌های فرعی و فلاش‌بک‌های زائد و صحنه‌های کلیپ‌گونه، حفره‌های موجود را پر کند.

اما با این ترفندها مدینه هرچه بیشتر در سایه قرار می‌گیرد و در نتیجه مجموعه‌ای که قوتش را از شخصیت‌ اصلی و پر عملش می‌گرفت مهم‌ترین نکته اتکایش را از دست می‌دهد و به تدریج رنگ می‌بازد و از نفس می‌افتد. با این همه مقدم، مقدم است و صنعت سرگرمی‌سازی به چنین فیلمسازانی نیز احتیاج دارد.

 

نظر ها
افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
  • آخرین خبرها
  • پربیننده‌ها
صندلی جاکفشی ایکیا ایران
0.282