+ A - تاریخ ۱۲ مرداد ۱۳۹۳ - ۱۲:۵۸ کد مطلب: 89685
نسخه مناسب چاپچاپ ارسال به دوست
اشکان اختیاری
نقد مجموعه داستان« لیتیوم کربنات» نوشته بهاره ارشدریاحی
نقد مجموعه داستان« لیتیوم کربنات» نوشته بهاره ارشدریاحی

این مجموعه تجربه‌ای است نویدبخش که خبر از ظهور نویسنده‌ای چیره‌دست و مسلط به تکنیک‌های زبانی و نشانه‌شناسی می‌دهد. حتی اگر این تجربه بهاره ارشدریاحی را ناموفق بدانیم خیلی بد نیست.

جمال میرصادقی گفته رمان محصول دوران ثبات است و داستان کوتاه حاصل جامعه ناآرام و دستخوش تغییر. هرچند گفته میرصادقی درباره جامعه و تاثیر آن بر مولف است اما گاهی فراتر از این دید اجتماعی می‌رود. این جمله درباره ذهن خود نویسنده نیز صدق می‌کند. یعنی می‌توان گفت داستان کوتاه زاده ذهنی در حال رشد و تجربه است که تغییرات بزرگی را برای شکافتن پیله خود پشت‌سر می‌گذارد. مجموعه «لیتیوم کربنات» شاهد خوبی بر این مدعاست. مجموعه‌ای که نشانه تجربه نویسنده در ساحت‌های مختلف زبان و روایت است. 

داستان‌ها ساختارهایی متفاوت دارند با زاویه‌دید و خط سیرهایی منحصربه‌فرد. اما در آنچه در تمام داستان‌ها مشهود و مشترک است، آشفتگی روایت است و گاه ناتمام و منقص (گفتین چند سالتونه و سردرد زیر چراغ‌های روشن شب) و گاه گنگ ( لیوان یک‌بار مصرف نیمه‌پر). گویی طرح مسیر خود را در میانه روایت گم می‌کند و همانجا درمی‌ماند.

در واقع نویسنده بدون اینکه به روند دراماتیزه کردن داستان اهمیتی بدهد آن را پیش می‌برد و این مساله بعضی جاها از همراه شدن خواننده جلوگیری و خواندن داستان‌ها را برای خواننده سنتی داستان کمی سخت می‌کند؛ خواننده‌ای که توقع گره‌افکنی و گره‌گشایی دارد و منتظر حرکت داستان از نقطه آ به ب است. برخلاف روایت، داستان‌ها در حوزه زبان بسیار قدرتمند و محکمند.

ساختارهای زبانی با دقت انتخاب شده‌اند و حرکت یکدست‌شان با محتوای از گسیختگی طرح پیشگیری کرده و خواننده را همچنان همراه نگاه می‌دارد. ویژگی‌های زبان‌شناسی و نشانه‌شناختی در آثار این کتاب بسیار مشهودترند و حوزه زبانی به حوزه روایت چربش دارد. نویسنده در تلاش برای آمیختن این دو حوزه دست به تجربه‌های بدیعی زده مانند ساختارهای نمایشی؛ من راوی نویسنده. حتی تولید داستان کلان از ادغام دو داستان.

انگار نویسنده سعی دارد داستانی بدون نیاز به روایت بنویسد اما میل به قصه‌گویی یا شاید احساس تکلیف برای داشتن رخداد و ساختار کلاسیک در داستان‌ها او را وادار می‌کند سلسله‌ای از وقایع برای طرح خود انتخاب کند. اما نقطه اوج کتاب داستان قرص خواب است. این‌بار نویسنده رخدادها را کنار می‌گذارد و با آزادی کامل می‌نویسد. داستان با زبانی ساده شروع می‌شود با توصیفاتی دم‌دستی و راحت.

ساخت‌های زبانی بدون پیچیدگی خاصی یکی بعد از دیگری می‌آیند و سرجایشان می‌نشینند. بعد از دو پاراگراف همین ساخت ساده زبانی تشخص پیدا می‌کند و فضای مدنظر نویسنده را شکل می‌دهد؛ فضایی ساکن و تاریک، روتین و قابل پیش‌بینی. در اینجا زبان خود تبدیل به روایت شده و کارکرد پیش‌برنده می‌گیرد، تعلیق ایجاد می‌کند و کنشگر می‌شود و در ساده‌ترین ساخت خود بدل به چیزی می‌شود که نه‌تنها بستر معنا که خود معناست و به دلیل پویایی ذاتی‌اش می‌تواند در تحلیل نشانه‌شناختی مابین نشانه‌های اجتماعی فرهنگی ادبی ارتباط برقرار کند.

رابطه ظریف میان زبان و بازنمایی واقعیت، خود بسیار پیچیده است، اما کنکاش مابین واقعیت و حقیقت یک امر واقع و سپس بازنمایی این کنکاش (در حیطه ادبیات) مشغولیت ذهنی عمده هر هنرمندی‌ست. مساله‌ای که عمدتا یا از طریق سمبلیسم یا دراماتیزه کردن یک طرح بیان می‌شود، اما در ادبیات پست‌مدرن و پس از آن خود ساختار زبان، شکست و بازآرایی آن و بازی‌های زبانی نیز در کارکردی نشانه‌شناسانه به بازنمایی این کنکاش عظیم منجر می‌شوند.

انگار در دنیای امروز و پس از قرن‌ها تجربه ادیبانه زبان ناگزیر است راه جدیدی برای ارتباط امر واقع تخیلی با حقیقت مورد نظر هنرمند بیابد. حقیقتی که فراتر از کلمات و رمزهای قراردادی و تاریخی سعی دارد تنها وابسته به بستر زبانی خود فارغ از تاریخ باشد تا در این ارتباطات آشفته دهکده جهانی بتواند هرجا که رفت، خودش را باز بنمایاند و چه بهتر که بی‌نیاز از ارجاع‌ها و بینامتنیت پست‌مدرن یا پیش‌آگاهی‌های سمبلیسم اثر‌گذاری خود را به صورت مستقل حفظ کند. این مجموعه تجربه‌ای است نویدبخش که خبر از ظهور نویسنده‌ای چیره‌دست و مسلط به تکنیک‌های زبانی و نشانه‌شناسی می‌دهد. حتی اگر این تجربه بهاره ارشدریاحی را ناموفق بدانیم خیلی بد نیست.

نظر ها
افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
  • آخرین خبرها
  • پربیننده‌ها
0.2511