+ A - تاریخ ۱۵ مرداد ۱۳۹۳ - ۱۱:۳۲ کد مطلب: 89834
نسخه مناسب چاپچاپ ارسال به دوست
پرویز تاییدی
شاملو نتوانست شاعران را هنرپیشه کند
شاملو نتوانست شاعران را هنرپیشه کند

چای آوردند و بعد هم شیرینی و به همین ترتیب جلسه تبدیل به میهمانی شد. شاعرها هم شروع کردند به خواندن شعرهای خود و میهمانی هم شد شب شعر. بعد از میهمانی شاملو گفت که در جلسه بعدی نمایشنامه‌ها را می‌آورد. اما بعد فهمید که شاعران اهل بازی در نمایش نیستند.

1 من بچه خیابان اردیبهشت بودم و علی نصیریان در امیربهادر زندگی می‌کرد. مرحوم داورفر هم با ما بود. نصیریان بعد از آن رفت مدرسه هنرپیشگی دولتی که نخستین مرکز بازیگری بود و زیر نظر آموزش و پرورش اداره می‌شد. این مدرسه دیپلم هنرپیشگی می‌داد. اما من به کلاس‌های رفیع حالتی در تئاتر تهران رفتم. حالتی استاد مجسمه‌سازی و تئاتر بود. در واقع آن زمان تئاتر تهران می‌خواست برای اجراهای خود هنرپیشه تربیت کند. در پایان دوره یک تئاتر اجرا می‌شد که هنرپیشه‌های آن از میان هنرجویان انتخاب شده بودند.

برای این اجرا هم نمایشنامه «میشل استروگف» اثر ژول ورن را انتخاب کرده بودند. آن زمان سالن‌های تئاتر لاله‌زار با هم در رقابت بودند. در سه ماه تابستان نمایشنامه «میشل استروگوف» را روی صحنه داشتیم. آن زمان در تئاتر تهران بیشتر میهمانان درباری دعوت می‌شدند.

اما تئاتر سعدی برای چپ‌ها بود. آنها به ترجمه و اجرای تئاترهایی از اروپا پرداختند. جهت‌گیری سیاسی آنها هم مشخص و علنی بود. خانم شهلا ریاحی با اینکه در تئاتر تهران و لاله‌زار فعالیت می‌کرد، چپ بود. ولی خب وقتی اتحادیه بازیگران تشکیل می‌شد، همه بازیگران شرکت می‌کردند چون خارج از محیط رقابت و جهت‌گیری سیاسی، با هم دوست بودیم. این اتحادیه بسیار قوی بود و بسیاری از مواقع جلوی مدیران تئاتر می‌ایستاد.

در حوالی دهه 30، نمایشنامه‌ها به سرعت و توسط تحصیلکرده‌های خارج ترجمه می‌شد و اجرا می‌رفت. به‌خاطر اجرای نمایشنامه‌ای از «کلایس» صحنه تئاتر تهران مجهز به صفحه‌گردان شد و با دکورهای متفاوت روی صحنه رفت. دکتر محمد مصدق چپ نبود، اما میهمان‌های خود را به تئاتر سعدی می‌فرستاد. تئاتر سعدی شده بود برای میهمان‌های نخست‌وزیر و تئاتر تهران برای میهمان‌های دربار.

2وقتی میشل استروگوف را بازی کردم حس کردم که دیگر یک هنرپیشه حرفه‌ای هستم. به ما حقوق ثابت می‌دادند و نمایشنامه‌ها هم یکی پس از دیگری اجرا می‌شد. تا اینکه یک مستشار از آمریکا برای تدریس تئاتر آمد. پروفسور دیویدسن، از خیابان برادوی آمده بود تا با هزینه خود سفارت در ایران کلاس تئاتر برپا کند.

آن زمان در ایران دانشکده تئاتر نداشتیم و دانش نظری در این زمینه زیاد پیشرفته نبود. هنرجوها هم به صورت رایگان در کلاس شرکت می‌کردند. رفتم دیدم که افرادی مثل محمدعلی جعفری، خسروی، جمیله شیخی، بیژن مفید، جمشید لایق، جعفر والی و پرویز بهرام هم در این کلاس شرکت کرده‌اند. او در کلاس، تکنیک‌های استانیسلاوسکی را با ما تمرین می‌کرد. کارهای فی‌البداهه و «از خود شروع کردن» تاثیر زیادی داشت. در این کلاس با دکتر مهدی فروغ، مترجم کلاس آشنا شدیم. او در انگلستان تئاتر خوانده بود و پایان‌نامه دکتری خود را هم در زمینه تعزیه نوشته بود. از کارهای مهم و ماندگار او، ترجمه کتاب «فن نمایشنامه‌نویسی» بود که هنوز هم در کلاس‌های نمایشنامه‌نویسی ترجمه او را پیشنهاد می‌دهم.

بعد از رفتن دیویدسن، فروغ راه او را در آموزش حرفه‌ای تئاتر به خوبی ادامه داد. فروغ پس از کلاس، بازی در نقش «پدر» در نمایشنامه پدر اگوست استرینبرگ را به من پیشنهاد داد. وقتی به کلاس دیویدسن می‌رفتیم، یکی از همکلاسی‌ها به نام فهیمه راستکار، من و جمیله شیخی را برای بازی در یک نمایشنامه که قرار بود احمد شاملو کارگردانی کند معرفی کرد. اصل ماجرا این بود که احمد شاملو نمایشنامه «عروسی خون» لورکا را ترجمه کرده بود و می‌خواست با حضور جمعی از شاعران و تعدادی از هنرپیشه‌ها به روی صحنه ببرد.

ما سه‌تایی رفتیم در جلسه نخست تمرین شرکت کنیم. رفتیم و دیدیم، فروغ فرخزاد، نادر نادرپور و تعدادی دیگر از شاعران آمده‌اند که رل بگیرند و بازی کنند. مدتی نشستیم و بعد به راستکار گفتم چرا نمایشنامه را نمی‌آورند که شاملو یک دور بخواند؟ گفت بگذار اول چای بیاورند.

چای آوردند و بعد هم شیرینی و به همین ترتیب جلسه تبدیل به میهمانی شد. شاعرها هم شروع کردند به خواندن شعرهای خود و میهمانی هم شد شب شعر. بعد از میهمانی شاملو گفت که در جلسه بعدی نمایشنامه‌ها را می‌آورد. اما بعد فهمید که شاعران اهل بازی در نمایش نیستند، نمی‌توانند در میزانسن قرار بگیرند و رل حفظ نخواهند کرد. به همین خاطر پروژه کنسل شد. 

پی‌نوشت: پرویز تاییدی، یکی از بانیان تئاتر تلویزیونی و مترجم آثار نمایشی است. «کار هنرپیشه بر نقش»، «تئوری استانیسلاوسکی در پرورش هنرپیشه: همراه با ده تک‌پرده معروف از نمایشنامه‌نویسان جهان»، «همشهری کین»، «فرشته آبی» و «پلیکان»  آثار ترجمه او از ادبیات نمایشی دنیاست. هنرآنلاین در سالروز تولد 77 سالگی پرویز تاییدی به مرور شش دهه حضورش در تئاتر پرداخته است.

نظر ها
افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
  • آخرین خبرها
  • پربیننده‌ها
0.2482