+ A - تاریخ ۲۲ مرداد ۱۳۹۳ - ۱۱:۱۷ کد مطلب: 90086
نسخه مناسب چاپچاپ ارسال به دوست
امیرحسین یزدان‌بد
خوب که هیچ، بد یا زشت؟/ درباره«آذر، شهدخت، پرویز و دیگران»
خوب که هیچ، بد یا زشت؟/ درباره«آذر، شهدخت، پرویز و دیگران»

اما این‌بار حرف از بد بودن یک فیلم نیست. صحبت من از زشت بودن است. از خطرناک بودن و مخرب بودن. تا این حد که نوشتن خلاصه داستان هم برای انتقال منظورم کفایت کند.

چند روز پیش با یک داستانی مواجه شدم که ماجراش این‌طوری ا‌ست. همسر یک بازیگر معروف که خانواده و زندگی معمولی دارد به‌طور اتفاقی نقشی در فیلمی به نام «در تاریکی» می‌گیرد. خانم خانه‌دار که به‌خاطر بزرگ‌کردن بچه‌ها و امورات زندگی همسرش از تحصیلاتش در رشته‌ مهندسی‌ هم گذشته، ناگهان گل می‌کند و شهرتی به‌هم می‌زند و رگ مردانه تسلط‌طلب همسر بازیگرش می‌جنبد. (نمونه مطابق‌النعلش را جعفر مدرس صادقی نوشته بود به گمانم، اما در آن داستان مرد نویسنده بود. ) نیم ساعت اول و آخر داستان همین است.

آن وسط‌ها هم یک ساعتی یک ماجرای دیگر داریم. دختر این زن و شوهر در گرماگرم این دعوای خانوادگی، از انگلستان به تهران می‌آید و خانواده به رسم معمول ده‌ها و صدها فیلمِ خانواده‌دوست ایرانی، در ویلای خانوادگی دور هم جمع می‌شوند تا «کانون گرم خانواده» از دکوپاژ داستان جا نماند.

کاشف به عمل می‌آید که شوهر این دختر که انگلیسی‌ است و چندسال پس از ازدواج متوجه شده که تمایل جنسی متفاوتی دارد، موفق نمی‌شود او را متقاعد کند و این دو بعد از چهار سال از هم جدا شده‌اند. بقیه‌اش هم معلوم است.

خانواده سعی می‌کنند دختر را کمک کنند تا از ضربه روحی نجات پیدا کند. کار به جایی می‌رسد که پدر خانواده از پسر جوانی که ناگهان ظاهر می‌شود، درخواست می‌کند با دخترش ازدواج کند. یعنی هنرمند محبوب مردمی، راه نجات را در عرضه دخترش به چنین رابطه خام و ابلهانه‌ای می‌یابد.

یادم رفت بگویم دارم از یک فیلم حرف می‌زنم. تمام داستان هم هر جا قافیه سواد بصری فیلمساز تنگ آمده به صدای راوی دانای کل پناه برده، با زبانی مُغلق، گرفتار بین کتابی‌نویسی و شکسته‌نویسی و طنز (خوب یادم هست در چند جمله نخست، راوی فعل را در اواسط جمله به کار برد و بعدتر یادش رفت در همین اندازه نثر را رعایت کند و انشای ضعیفش را در اشکال دیگری هم آزموده). گفتم سیمرغ بلورین فیلمنامه برده؟ نگفتم. اهمیتی ندارد. مگر اتاق‌فکرِ مسلط جوایز این چندسال چه کرده که این‌بار انتظار دیگری داشته باشم؟ باور کنید ایرادی هم ندارد که «افخمی» فاز وودی‌آلنی کارگردانی‌اش را به یک ترَکِ کامل ترانه وسط فیلم هم مزین کند.

چه فرقی می‌کند که نماهای کاملا بسته سکانس‌های اول به سرعت و به کلی فراموش شود و ما با یک فیلمبرداری بلاتکلیف و هشل‌هفت مواجه باشیم. تلاش ناموفق «بازی گرفتن» افخمی از خانم شیرمحمدی هم مهم نیست. اما مشکل من با «آذر، شهدخت، پرویز و دیگران» حتی این اسم هم نیست که وقتی به ربطش با نام‌گذاری‌های وودی‌ آلن فکر می‌کنم حالت تهوع می‌گیرم. به‌عنوان یک داستان‌نویس عادت دارم در سالن سینما بی‌توجه به داستان فیلم‌ها، تماشای‌شان کنم تا بشود احتمالا اندکی لذت فیلم دیدن در سالن را تجربه کرد و ترمِ سینما، محدود به تلویزیون خانه نشود.

اغلب هم موفق شده‌ام از لابه‌لای تلاش‌های نویسنده فیلم که همیشه نامش در پشت و پسله و میان چهره‌ها و نام‌های گیشه‌ای گم می‌شود از طرفی و کوشش فیلمساز از طرف دیگر، خرده ذوقی بیابم و لبخندی بزنم.

حواسم هست قرار نیست در یک یادداشت مرتبط با فیلم، داستان فیلم هم تعریف شود. اما این‌بار حرف از بد بودن یک فیلم نیست. صحبت من از زشت بودن است. از خطرناک بودن و مخرب بودن. تا این حد که نوشتن خلاصه داستان هم برای انتقال منظورم کفایت کند.

«چیزی» که افخمی تحویل داده، تحسین تمام‌قد سطح دوم پنداشتن زن و از آن بدتر، فلسفه آقای فیلمساز در ریشخند کردن گیاه‌خواری و نفرت از شکارِ حیوانات و هویت‌طلبی زنان در اجتماع ما، فله‌ای و یک‌جا با هم و مبتنی‌بر نگاه گروه سنیِ جیمِ افخمی به موضوع جنسیت، جامعه و فلسفه است. در یک جمله ذهنی آذر به خودش می‌گوید: «من تازه فهمیدم توی این چهارسال چه لذت‌هایی رو از دست دادم».

سال‌ها گرفتاری ما در نگاه پوپولیستی به عرصه‌های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی حالا به نگاه و تفکر آدم اسنوب‌نمایی مثل افخمی راه پیدا کرده تا منِ مثبت‌اندیش و چراغ به دست در جست‌وجوی ذره‌ای نگاه عمیق و برابری‌طلبانه هم آخرین امیدهایم را بخار شده و پیوسته به ابر بی‌پایانِ ناامیدی ببینم. تیر خلاص را هم زمانی شلیک می‌کند که در سکانس آخر مردِ داستان در تحولی سردستی و بی‌منطق به همسرش اجازه بازی کردن در فیلم «در تاریکی» را صادر می‌کند و درهای هر آسانسوری به سوی هر ارتفاعی را برای همیشه بسته نگاه می‌دارد.

نظر ها
افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
  • آخرین خبرها
  • پربیننده‌ها
0.2549