+ A - تاریخ ۲۶ مرداد ۱۳۹۳ - ۱۲:۰۶ کد مطلب: 90347
نسخه مناسب چاپچاپ ارسال به دوست
حسن محمودی
دغدغه‌های مشترک
دغدغه‌های مشترک

داستان‌نویس ایرانی نیز بخشی از هزینه‌هایش را از طریق تدریس در کارگاه‌های داستان به دست می‌آورد، اما جای بورس‌های دانشگاهی و دولتی برای نویسندگان خلاق در ایران به‌شدت خالی است و شاید همین مساله باعث شده تعداد زیادی از نویسندگان خلاق ایرانی تلاش‌های زیادی به خرج دهند تا بورس‌های دانشگاه‌های خارجی را به دست بیاورند.

کالم توبین، امی همپل، برد واتسن، یوویم آکپان، فدریکو فالکو، دوردی نورس، چارلز د.امبروسیو و لوری اوستلوند اغلب نام‌های تازه در ادبیات داستانی جهان هستند که علی‌رغم افتخارات معتبرشان با اخذ جایزه‌های معتبر جهانی برای مخاطب فارسی زبان به تازگی با تک داستان‌هایشان در کتاب «تعمید تفنگ» در نشر پیدایش معرفی شده‌اند.

ویژگی مشترک این نام‌ها در وهله نخست، علاقه‌شان به داستان کوتاه است و از خلال مصاحبه‌هایی که اسدالله امرایی گردآورنده و مترجم کتاب «تعمید تفنگ» با آنها انجام داده است، به مولفه‌های مشترک دیگری نیز می‌رسیم. آنچه کمک می‌کند تا این نویسندگان را بهتر درک کنیم و بشناسیم، از خلال همین حرف‌های ساده و بی‌پیرایش‌شان با مترجم ایرانی داستان‌هایشان است.

برای یک داستان‌نویس و منتقد ایرانی که در حوزه داستان کوتاه فعال است، جدا  از اینکه علاقه‌مند است تا روند داستان کوتاه جهان را با خواندن آثار نویسندگان موفق و جوان آن درک کند، قیاسی نیز پیش خواهد آمد تا بفهمد داستان کوتاه ایرانی در چه مرتبه‌ای قرار دارد و دیگر اینکه داستان کوتاه‌نویس‌ها در نقاط دیگر جهان چه وضعیتی دارند.

از اتفاق به نظر می‌رسد بخش مهم و مفید کتاب «تعمید تفنگ» از همین زاویه است. نویسندگان داستان کوتاه به وضوح اشاره دارند که آنها نیز در برخی موارد، با همان مشکلاتی دست و پنجه نرم می‌کنند که داستان‌کوتاه‌نویسان ایرانی با آن درگیرند. برد واتسن، نویسنده معاصر آمریکایی و مدرس ادبیات خلاقه در پاسخ به پرسش اسدالله امرایی درباره چند و چون امرار معاش از طریق نوشتن می‌گوید: پول درآوردن از راه نوشتن کار خیلی سختی است.

ولی جنبه‌های فرعی آن مثل بورس «گوگنهایم» یا جایزه «سو کافمن» و جوایز ادبی و نویسنده مقیم بودن کمک می‌کند. فدریکو فالکو، نویسنده امروز آرژانتین که از دل کارگاه‌های نویسندگی و بورس‌های تحصیلی دانشگاه‌های معتبر جهانی راه خود را باز کرده است، در پاسخ به همین پرسش می‌گوید: راستش با نوشتن نه. اگر این بورسیه‌های دانشگاه نیویورک و یکی دو جایزه دیگر نبود کم می‌آوردم. با صرف نوشتن روزگارم نمی‌گذرد. تدریس در کارگاه‌های ادبی و کلاس‌های داستان‌نویسی، شرکت در برنامه‌های جنبی جشنواره‌ها و کنفرانس‌ها.

از همه اینها گذشته من هزینه سنگینی ندارم که خیلی نگران باشم. دوردی نورس دانمارکی بخش مهمی از هزینه‌های زندگی‌اش از طریق بورس‌های دولتی کشورش تامین می‌شود. او نیز به مترجم ایرانی‌اش می‌گوید: دولت دانمارک در حمایت از ادبیات و نویسندگان بسیار خوب عمل می‌کند. من کمک‌های زیادی از دولت برای کارهایم گرفته‌ام. در سال گذشته موفق به دریافت بورس هنر دانمارک شدم که سه سال هزینه زندگی مرا تامین می‌کند، یعنی بودجه کامل زندگی برای سه سال نوشتن. سه سال دغدغه مالی نخواهم داشت.

پس از آن احتمالا شروع می‌کنم به ترجمه  اما فعلا همه‌چیز رو به راه است. لوری اوستلوند ساکن سان‌فرانسیسکو به صراحت در پاسخ به پرسشی درباره امرار معاش از طریق نوشتن می‌گوید: راستش نه. با چاپ کتاب نمی‌توانم. شاید یک روزی بتوانم، اما چون خیلی کند می‌نویسم الان مقدور نیست. 

نکته مهم در پاسخ‌های نویسندگان امروز جهان به پرسش چگونگی امرار معاش از طریق نوشتن اذعان می‌دارد که درآمد حاصل از نوشتن در هیچ کجای جهان برای یک نویسنده داستان کوتاه کفاف زندگی‌اش را نمی‌دهد و بورس‌های دولتی و دانشگاهی و تدریس ادبیات خلاقه بخشی عمده از هزینه‌های زندگی‌شان را تامین می‌کند.

داستان‌نویس ایرانی نیز بخشی از هزینه‌هایش را از طریق تدریس در کارگاه‌های داستان به دست می‌آورد، اما جای بورس‌های دانشگاهی و دولتی برای نویسندگان خلاق در ایران به‌شدت خالی است و شاید همین مساله باعث شده تعداد زیادی از نویسندگان خلاق ایرانی تلاش‌های زیادی به خرج دهند تا بورس‌های دانشگاه‌های خارجی را به دست بیاورند و این امر به مهاجرت تعداد قابل تاملی از آنها ختم شده است.

البته ناگفته نماند که در ایران نیز بودجه‌هایی در سازمان‌ها و نهادهای دولتی و نیمه‌دولتی در نظر گرفته می‌شود که این بودجه‌ها اغلب به نویسندگانی تعلق می‌گیرد که سفارش‌پذیر هستند. در این میان می‌توان به سفارش‌های پنجاه میلیونی از طریق بنیاد ادبیات داستانی به چند نویسنده خاص اشاره کرد که از اتفاق این روزها یکی از آن رمان‌ها از بازار جمع‌آوری شده است. مترجم ایرانی از دوردی نورس می‌پرسد که آیا کمک‌های دولتی به نویسندگان به منزله این است که منویات دولت در نوشته‌ها مد نظر قرار بگیرد و نورس تاکید می‌کند که هرگز چنین نیست.

تیراژ پایین کتاب به‌ویژه داستان کوتاه یکی از معضلات مهمی است که نویسنده ایرانی در این سال‌ها با آن دست و پنجه نرم می‌کند. پرس و جوی مترجم کتاب «تعمید تفنگ» از نویسندگان خارجی در این‌باره منجر به پاسخ‌هایی مشابه وضعیت داستان‌کوتاه‌نویسان در ایران می‌شود. اینکه اوضاع و احوال داستان کوتاه در خیلی از کشورهای جهان و برای نویسندگان خارجی نیز مشابه وضعیت موجود در ایران است.

توضیح لوری اوستلوند برنده جایزه «کتاب کالیفرنیا» درباره چاپ کتاب، تعداد نسخه‌ها و حق‌التالیف خواندنی است: «چاپ اول کتابم با جلد سخت 1500 نسخه منتشر و خوشبختانه به سرعت فروخته شد. بعد از آن باید چاپ بر مبنای سفارش انجام گیرد. ناشران کوچک در ایالات متحده باید دست‌کم سه هزار نسخه بفروشند تا سر پا بمانند.

ناشران بزرگ باید دست‌کم 2500 تا 3000 نسخه بفروشند. سهم من به شرح زیر است: 10 درصد بابت نسخه‌های با جلد گالینگور، 6 درصد بابت نسخه‌های شومیز و 10 درصد بابت فروش نسخه‌های الکترونیک. به نظرم استاندارد خوبی است.» هشت نویسنده داستان کوتاه مهم امروز جهان هیچ آشنایی‌ای از آثار داستانی معاصر ایران ندارند و این برای داستان‌نویسان ایرانی خطر بزرگی است.

هر هشت نفر علاقه‌مندند تا با داستان‌ها و نویسندگان ایرانی آشنا شوند و این نشان از ضرورت راهکاری دارد که بتوان بستری فراهم آورد تا آثار ایرانی به دست مخاطبان جهانی‌اش برسد. هشت داستانی که اسدالله امرایی از نویسندگان خارجی و برنده جایزه‌های مختلف انتخاب کرده است، در قیاس با داستان‌های کوتاه نویسندگان خوب ایرانی، موید این نکته است که داستان کوتاه ایرانی در صورت ترجمه و معرفی می‌تواند حرف‌های مهمی برای گفتن داشته باشد.

نظر ها
افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
  • آخرین خبرها
  • پربیننده‌ها
0.1964