+ A - تاریخ ۲ شهریور ۱۳۹۳ - ۱۲:۲۹ کد مطلب: 90647
نسخه مناسب چاپچاپ ارسال به دوست
صلاح‌الدین هرسنی*
اوباما و دردسر داعش
اوباما و دردسر داعش

به این ترتیب تهدید رو به تصاعد داعش از یک طرف و ناتوانی کشور‌ها و دولت‌های زخم خورده از آسیب داعش از طرف دیگر، پای آمریکا به رهبری اوباما را برای مقابله با این فرقه تروریستی به خاورمیانه باز و امکان بازگشت آمریکا به عراق را فراهم کرده است. به این ترتیب راهبرد اوباما از وضعیت قدرت نرم به قدرت سخت تغییر یافته است.

امنیت در خاورمیانه اصلی‌ترین دغدغه جامعه، نخبگان، نهاد‌های سیاسی و رهبران کاخ‌سفید محسوب می‌شود. خاورمیانه از آن دست حوزه‌های جغرافیایی محسوب می‌شود که از اهمیت ویژه‌ای در ادراک و رهیافت راهبردشناسان آمریکا برخوردار است.

به عبارت دیگر، بخش قابل‌توجهی از حوزه منافع و امنیت ملی آمریکا مربوط به این حوزه جغرافیایی است. از آنجا که خاورمیانه در دوران بعد از جنگ سرد و البته تحت تاثیر حوادث تروریستی 11 سپتامبر محور سیاست امنیتی آمریکا محسوب شده است، به همین دلیل بخش اعظمی از کارگزاران اجرایی این کشور مسامحت خود را برای مقابله با تهدید‌ها و چالش‌های منطقه‌ای آن هم براساس تجارب و قابلیت‌های راهبردی به انجام رسانده‌اند. مقابله با آشوب طالبان، القاعده و پایان دادن به سلطه صدام بخشی از قابلیت‌های راهبردی آمریکا بعد از حوادث تروریستی 11 سپتامبر بوده است. 

اما در روزگاران اخیر، خطر به‌جا مانده از بقایای حزب بعث و برخی از نیروهای جهادی در قالب دولت اسلامی عراق و شام موسوم به داعش ظهورکرده که با مجهز کردن خود به راهبرد‌های تکفیری و حمایت از سوی برخی از کشور‌های منطقه‌ای به‌ویژه قطر و عربستان، فتنه و آشوبی متوجه حوزه‌های متنوعی از جغرافیای خاورمیانه کرده است. 

این آشوب از آنجا که نتوانست به وسیله رویکرد‌های پدافندی کشور‌های دستخوش بحران خنثی شود، آمریکا را به مقابله چنین فتنه و آشوبی واداشته است. هم‌اینک الگو‌های رفتاری داعش در نگاه کارگزاران کاخ‌سفید به‌ویژه فرد تراز اول یعنی باراک اوباما مبتنی بر نشانگانی از رادیکالیسم منطقه‌ای تحلیل شده است و آن را عاملی بنیادین برای بسیاری از تضاد‌های شکل گرفته در این حوزه جغرافیایی دانسته است. 

البته در طول شش سال صدارت اوباما در کاخ سفید، مواضع راهبردی اوباما مبتنی‌بر دیپلماسی فشار، اصرار بر ادامه کاربرد سازوکار‌های قدرت نرم وگسترش دموکراسی برای امنیت منطقه‌ای خاورمیانه بوده است. دیپلماسی فشار او بر جلوه‌هایی چون گزینه ترغیب جهت تعدیل رفتار‌های رادیکال، گزینه ترغیب درباره مشوق‌های اقتصادی، گزینه ترغیب درباره تضمین‌های امنیتی، گزینه ترغیب درباره محرک‌های سیاسی و گزینه اغوا تاکید دارد.

اما این دیپلماسی در نگاه برخی از منتقدان راهبردی‌اش، به منزله عقب‌نشینی راهبردی و بی‌تصمیمی در شرایط بحرانی و آشوب تلقی می‌شود مزید بر آن همین منتقدان با اتکا بر تجربه‌های گذشته رهبران آمریکا در مواجهه با بحران‌های خاورمیانه به اوباما یادآور شده‌اند که به کار‌گیری دیپلماسی مبتنی‌بر قدرت نرم برای محیط‌های بحرانی خاورمیانه اثربخشی لازم را نخواهد داشت.

به این ترتیب در شرایط بحران و با توجه به این نکته که خطر بزرگ‌تری چون داعش برای امنیت خاورمیانه در کمین است، در محیط جغرافیایی خاورمیانه آنچه متضمن ایمن‌سازی برای محیطی بحرانی و منافع ملی آمریکا به کار می‌آید، همان قدرت سخت است و اوباما تحت این الزام و فشار منتقدانش برای اجرا و عملیاتی کردن قدرت سخت آمریکا چاره‌ای ندارد جز آنکه بخواهد نیروی هوایی و سناریوی‌های حملات موشکی را در کنار نیرو‌های ویژه ناو‌های هواپیمابر برای مهار حلقه‌های تروریستی که داعش جدید‌ترین نمود آن بعد از القاعده و طالبان است، در خلیج‌فارس و شرق دریای مدیترانه مستقر کند.

به این ترتیب تهدید رو به تصاعد داعش از یک طرف و ناتوانی کشور‌ها و دولت‌های زخم خورده از آسیب داعش از طرف دیگر، پای آمریکا به رهبری اوباما را برای مقابله با این فرقه تروریستی به خاورمیانه باز و امکان بازگشت آمریکا به عراق را فراهم کرده است. به این ترتیب راهبرد اوباما از وضعیت قدرت نرم به قدرت سخت تغییر یافته است. 

قدرت سخت اوباما در مواجهه با مهار آشوب داعش مبتنی‌بر جلوه‌هایی چون اجرای محدودیت‌های اجرایی در سازماندهی گروه‌های شورشی، الگوی مهار و بازدارندگی، بازدارندگی و مهار نظامی و بازدارندگی و مهار راهبردی است. به این ترتیب اوباما با الگوی تهاجمی و تغییر قدرت نرم به سخت و تحت انتقاد محافظه‌کاران کنگره، شورای سیاستگذاری و برخی از منتقدان سرسخت او یعنی میت رامنی و مک‌کین به این نتیجه رسیده است که راهبرد قدرت سخت با توجه به محیط پرآشوب خاورمیانه موثر‌تر از راهبرد نرم و ترویج دموکراسی است. 

در چنین شرایطی اوباما حوزه‌های محیطی در تصرف گروه تروریستی داعش به‌ویژه عراق را وارد فاز جدیدی از تغییرات میدانی گسترده کرده است.
در این راستا نیروی هوایی ایالات متحده با هواپیما‌های اف 18 در کنار عملیات ناو هواپیمابر خود در خلیج‌فارس علیه مواضع داعش وارد عمل شده است. 

البته راهبرد تهاجمی جدید اوباما که تحت فشار منتقدان او تغییر جهت داده، موقتی است چراکه او خطر داعش را آنچنان جدی نگرفته و آن را همچون خطر یک تیم بسکتبال آماتور دانشگاهی مقابل بسکتبال (NBA) آمریکا دانسته است. بیان چنین مواضع متافوریسمی و استعاری ناشی از تداوم رویکرد نرم اوباما در مواجهه با بحران‌های خاورمیانه است. به این معنی که راهبرد نرم او که مستظهر به شعار بوده نمی‌تواند با تغییر در راهبرد سخت تداوم داشته باشد. این مواضع در فراز دیگری از سخنان او اعلام شده است.

برای مثال او در پاسخ به پرسش گزارشگر فارین‌پالسی در اتخاذ چنین رویکردی اظهار داشته که تغییر این راهبرد ناشی از شرایطی است که در عراق در حال وقوع است و با توجه به روند تصاعدی نسل‌کشی که تهدیدات گروه بعثی- تکفیری داعش محرک آن است، وارد کارزار با آشوب این فرقه تروریستی شده است، لذا او قصد ندارد در راستای تغییر موقتی راهبرد خود، سربازهای آمریکایی را به عراق بفرستد و قصد پیاده‌سازی نیرو‌های لجستیکی و پیاده‌نظام خود در مناطق مختلف عراق را داشته باشد. 

نکته آنکه در شرایط کنونی که آمریکا به نقش‌آفرینی مجدد نظامی خود در عراق می‌پردازد، نمایانگر استیصال واشنگتن آن هم به رهبری اوباما در تدوین و تحکیم استراتژی قدرت سخت است. اگر استراتژی آفندی نئوکان‌های کاخ سفید در آغاز هزاره سوم در حمله به افغانستان و عراق از سوی اوباما احمقانه و در خور تخطئه تعبیر نمی‌شد، امروز نه داعشی وجود داشت و نه تهدیدی که بخواهد گستره نیل تا فرات را در آشوب فرو برد.

آنچه مسلم است به‌رغم تغییر راهبرد قدرت نرم اوباما به قدرت سخت، در شرایط کنونی به جهت آنکه راهبرد قدرت سخت اوباما فاقد یک منطق درونی است، بر تداوم ناآرامی، بی‌ثباتی خشونت‌ها در محیط‌های بحرانی خاورمیانه به‌ویژه عراق خواهد افزود و دامنه بحران‌ها را وسیع‌تر و دائمی‌تر خواهد کرد.

*کارشناس مسائل خاورمیانه
و مدرس دانشگاه

نظر ها
افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
  • آخرین خبرها
  • پربیننده‌ها
0.2386