+ A - تاریخ ۲۶ شهریور ۱۳۹۳ - ۱۷:۵۹ کد مطلب: 91971
نسخه مناسب چاپچاپ ارسال به دوست
ساسان گلفر
اسکار غیرانگلیسی زبان و اهمیت فیلمنامه
اسکار غیرانگلیسی زبان و اهمیت فیلمنامه

«جدایی نادر از سیمین» هم با آنکه در همان زمان از هر لحاظ یک سر و گردن بالاتر از چهار رقیبش در بخش بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان می‌ایستاد، مهم‌ترین برگ‌برنده‌اش فیلمنامه فرهادی بود که اتفاقا در بخش بهترین فیلمنامه اورژینال هم نامزد اسکار شده بود.

وقتی فیلم اتریشی «جاعل‌‌ها» در هشتادمین دوره جوایز آکادمی اسکار سال 2008 گوی رقابت را از استادی مثل آندری وایدای لهستانی که شاهکاری مثل «کاتین» را به میدان فرستاده بود، ربود، بر واقعیتی ساده نقطه تـاکید گذاشت؛ اینکه قدرت فیلمنامه و به‌ویژه رعایت اصول نگارش فیلمنامه کلاسیک مهم‌ترین عامل موفقیت در عرصه بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان (و همین‌طور بهترین فیلم انگلیسی‌زبان) اسکار است.

فیلم وایدا همه نقاط قوت دیگر را داشت، فضاسازی معرکه و مهیب، بازی‌های عالی، فوران احساس، تصاویر خیره‌کننده... اما در مقایسه با «جاعل‌ها» یک عنصر را کم داشت و آن هم یک فیلمنامه سرراست و بی‌نقص از لحاظ رعایت همه اصول کلاسیک بود. «جدایی نادر از سیمین» هم با آنکه در همان زمان از هر لحاظ یک سر و گردن بالاتر از چهار رقیبش در بخش بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان می‌ایستاد، مهم‌ترین برگ‌برنده‌اش فیلمنامه فرهادی بود که اتفاقا در بخش بهترین فیلمنامه اورژینال هم نامزد اسکار شده بود.

شاید «زیبایی بزرگ» پائولو سورنتینو را بتوان استثنایی بر این قاعده دانست، فیلمی که امسال با رویکرد بازیگوشانه و فلینی‌وار و البته فیلمنامه سیالش، «شکار» و «عمر» را با فیلمنامه‌های محکم و بی‌نقص‌شان انگشت به دهان بر جا گذاشت، اما این قاعده‌ای است که تقریبا در مورد همه فیلم‌های برنده اسکار این بخش، از «راز در چشم‌هایشان» گرفته تا «در دنیایی بهتر»، «زندگی دیگران» و «عشق» صدق می‌کند.

فیلمی که امسال به‌عنوان نماینده کشورمان رهسپار اسکار شود، باید با فیلم‌های مهمی رقابت کند. مهم‌ترین فیلم در این عرصه، «خواب زمستانی» برنده نخل طلای کن نوری بیلگه جیلان از ترکیه، برخلاف انتظار، همان است که نباید نگرانش بود، چون دقیقا به همان علتی که گفته شد، با وجود همه ارزش‌های زیبایی‌شناختی بی‌بدیلش، بعید است توقع رای‌دهندگان مشتاق فیلمنامه کلاسیک آکادمی اسکار را برآورده ‌کند.نقطه واگرایی اسکار و کن و علت غیبت آثار برنده نخل طلا از اسکار («عشق» میشائیل هانکه یک مورد استثنایی است) را باید در همین تفاوت ارزش‌های زیبایی‌شناختی داوران کن و رویکرد کلاسیک و محافظه‌کارانه رای‌دهندگان آکادمی جست‌وجو کرد.

مهم‌ترین رقبای فیلم معرفی نشده ایرانی در میان آثار فعلا معرفی شده به آکادمی اسکار، احتمالا «آیدا»ی پاول پاولیکوفسکی از لهستان، «تیمبوکتو»ی عبدالرحمان سیسکو از موریتانی، «جزیره ذرت» از گرجستان، «انگلستان کوچک» از یونان، «خدایگان سفید» از مجارستان و «زهر مواد» از تایوان هستند که هر کدام در جشنواره‌ای، از کن و ادینبورو گرفته تا ملبورن و لوکارنو و مسکو درخشیده‌اند و مهم‌تر از آن، قدرت داستان‌گویی فیلمنامه‌نویس خود را اثبات کرده‌اند.

با این اوصاف، فیلمی باید از ایران به آکادمی اسکار معرفی شود که در هر دو عرصه - حضور و درخشش در جشنواره‌ها و قدرت فیلمنامه- امتحان خود را خوب پس داده باشد. موقعی که این دو عامل در کنار هم گذاشته می‌شوند، یک نام بیشتر از بقیه خودنمایی می‌کند؛ فیلمی که در جشنواره‌هایی مثل ونیز و تورنتو درخشیده و مهم‌تر از همه، جایزه بهترین فیلمنامه بخش مسابقه اصلی جشنواره ونیز را ربوده و فقط یک هفته اکران در یک سالن سینما در همین ماه‌ها برای آن کافی است: «قصه‌ها»ی رخشان بنی‌اعتماد و دیگر هیچ.
 

نظر ها
افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
  • آخرین خبرها
  • پربیننده‌ها
0.2538